تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى ) — صفحة 282

مساهمون:

ص٢٨٢
اشتهار خالد را در ميان جامعهء علماى پيرو مكتب خلفاء دليل آورده ، نتيجه گرفته است كه روايت او در اصل دروغ و ساختگى است . پس از گذشت سال‌ها ، در قرن نهم از هجرت ابن حجر ( ت 852 ه - ) مىآيد ، و در شرح حالى كه براى سخل بن مالك ( جَدّ ) در كتاب « اصابه » به عنوان صحابى رسول خدا ، و سهل بن يوسف ( نوه ) در كتاب ديگرش به نام « لسان الميزان » نوشته است ، مىگويد : اين روايت را تنها خالد بن عمرو روايت نكرده ، بلكه سال‌ها پيش از خالد ، با همين متن و سند ، سيف بن عمر تميمى آن را در كتاب فتوحش آورده است . « 1 » اما ابن حجر متوجه اين مطلب نشده است كه ، درست نيست خالدى كه به قرنى بعد از سيف آمده ، بلاواسطه سخن از كسى گرفته باشد ، كه سيف يك قرن پيش آن را از او گرفته است . و بايد كه مىگفت : اين مطلب را شخص متأخر ، از متقدم خود گرفته است . با اين تفاوت كه خالد متأخر ، از شخص متقدم نه نامى به ميان آورده ، و نه از مصدر آن . اين مسأله و صدها مسألهء نظير آن ، و ساخته‌هاى شگفت‌انگيز سيف تا به امروز از ديده‌هاى دانشمندان پنهان مانده ، پرده از روى آن همه جنايات سيف بر تاريخ اسلامى برداشته نشده بود تا ابن حجر دريابد كه سازندهء اصلى آن روايت و صدها مانند آن و راويان آن‌ها همگى ساخته سيف بن عمر تميمى است نه شخص ديگر . همچنين قريب به يقين مىتوان گفت كه ابن حجر متوجه ورود نام اين دو راوى ( پسر ، و جد ) « سهل بن يوسف » ، و « يوسف بن سهل » در ديگر احاديث سيف نشده تا هنگام نوشتن شرح حال سهل بن مالك جد ، در كتاب « اصابه » ، و سهل بن يوسف نوه ، در كتاب « لسان الميزان » ، به طور جدى و عميق به بحث و تحقيق پيرامون سلسلهء راويان آن بپردازد ، همان كارى را كه ما در بحث و تحقيق پيرامون راويان ساختگى
هامش
( 1 ) . و پس از او نيز به سال‌ها بعد « سيوطى » مىآيد و روايت مزبور را در كتاب « جمع الجوامع » خود از فتوح سيف ، و ابن منده ، و طبرانى ، و ابو نعيم ، خطيب بغدادى ، و ابن النجار ، و ابن عساكر نقل مىكند . و متقى هندى نيز همان مطالب را از سيوطى مىگيرد و در كتاب « كنزالعمال » خود به ثبت مىرساند . « كنز العمال » ( 12 / 155 ) و ( 12 / 239 ) .