زندگى گفته است سر مىرسد ، و به اصطلاح دست به يك دزدى ادبى مىزند ، و عين روايت سيف را از كتاب فتوحش بدون اينكه نامى از سيف و كتاب او ببرد ، اقتباس و در كتاب خود چنان نقل مىنمايد كه گوئى او بىهيچ واسطهاى خود اين روايت را شنيده و در كتاب خويش آورده است .
اين كار خالد باعث گرديد تا دانشمندانى كه بعد از او آمدهاند با گرفتن همان روايت از كتاب خالد چنين گمان برندكه مگر شخص خالد تنها كسى است كه چنين روايتى را در كتاب خود نقل كرده است ، و متوجه اين مطلب نشدهاند كه همين روايت در حدود يك قرن پيش از خالد در انديشهء شخص ديگرى به نام سيف بن عمر شكل گرفته و وسيلهء قلم او در كتاب فتوحش نقش بسته است . « 1 »
دانشمندانى كه افسانهء سهل را انتشار دادهاند
كار خالد موجب گرديد تا دانشمندان زير گمان برندكه خالد بن عمرو در نقل روايت مزبور تنهاست :
1 - « دارقُطنى » ( ت 385 ه - ) كه قاطعانه مىگويد خالد در نقل اين روايت تنهاست .
2 - « ابنِ مُندَه » ( ت 399 ه - ) كه در كتاب « اسماء الصحابه » مىگويد :
روايت شگفتآورى است ، و من آن را جز از اين طريق سراغ ندارم .
يعنى به جز خالد بن عمرو كسى ديگر اين حديث را نگفته است .
3 - « إبنِ عَبدِ البَّر » ( ت 463 ه - ) كه در كتاب « استيعاب » خود مىنويسد :
حديث او - سهل ابن مالك - تنها از طريق خالد بن عمرو روايت شده است . « 2 » برخى از دانشمندان نيز عين حديثى را كه گذشت از كتاب خالد گرفته ، ولى
هامش
( 1 ) . به كتاب « روات مختلقون » بحث سلسلهء روات ، تحت نام « سهل بن يوسف بن سهل » مراجعه شود .
( 2 ) . به شرح حال سهل بن مالك در كتاب « اصابه » و « كنز العمال » باب سوم ، كتاب فضائل در اواخر فصل دوم ( 12 / 155 ) و اواخر فصل سوم ( 12 / 239 ) مراجعه شود .