همچنين ابن حجر متوجه اين موضوع نشده كه اسامى همين سلسله از راويان ، ضمن روايتهاى ديگر سيف آمده ، كه پارهاى از آنها را طبرى در تاريخش و برخى ديگر را دانشمندانى كه به شرح حال اصحاب پرداختهاند ، آوردهاند كه از آن جمله نويسندگان شرح حال ( عُبَيدِ بن صَخر ) را مىتوان نام برد . چه ، اگر ابن حجر از ورود اسامى ايشان در ديگر احاديث و روايات سيف به عنوان سند آگاهى مىيافت ، بىشك در ترجمهء ( سهل بن مالك ) پدر بزرگ در كتاب اصابه ، و سهل بن يوسف در كتاب « لسان الميزان » به آنها اشارهاى مىنمود .
دستآورد سيف از افسانهء سهل
سيف با خلق صحابئى به نام ( سهل بن مالك انصارى ) و خانوادهء او ، به خواستههاى زير رسيده است :
1 - افتخارى براى سران مضر ، از گروه مهاجرين كسب كرده ، و رسول خدا را به تعريف و تمجيد آنها نشانده است .
2 - سه تن راوى حديث و اخبار آفريده ، و ايشان را در كنار ديگر راويان حقيقى به صف نشانده است .
3 - براى كعب بن مالك انصارى شاعر پيغمبر خدا ( ص ) ، برادرى تراشيده ، و نامش را سهل بن مالك گذارده ، و او را از جمله اصحاب رسول خدا معرفى كرده است .
4 - حديثى شگفت در منقبت اصحاب آن هم از دستهء مهاجرين ساخته ، تا به شرح زير در كتابهاى حديث منعكس شود ، و به عنوان مدرك سالها مورد استفاده قرار گيرد .
1 - « ابن حبان » ( ت 354 ه - ) در كتاب « الصحابه » به نقل از كتاب فتوح سيف .
2 - « طبرانى » ( ت 360 ه - ) در كتاب « المعجم الكبير ، عن الصحابة الكرام » .
3 - « دارقطنى » ( ت 385 ه - ) در كتاب « الافراد » كه چنين پنداشته كه خالد در نقل اين حديث تنهاست .
4 - « ابن شاهين » ( ت 385 ه - ) كه حديث مزبور را به طور مرسل آورده است .