تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى ) — صفحة 254

مساهمون:

ص٢٥٤

عروه ، در محضر خليفه عمر

عروه پس از تسلط كامل بر منطقه ، برادر خود « حنظلة بن زيد » را به جانشينى خود برگزيد ، و به خدمت عمار ياسر شتافت و از او فرمان خواست تا به تن خويش مژدهء فتح و پيروزى خود را به عرض خليفه عمر برساند . عروه از آن روى چنين تقاضائى را داشت كه در گذشته‌اى نه چندان دور ، خود خبر دردناك و يأس‌آور شكست مسلمانان را از دست ايرانيان در جنگ « جسر » به عمر رسانيده بود . اينك مىخواست تا خبر مسرت‌بخش و شادىآفرين فتح و پيروزى خويش را بر قواى يك‌پارچهء ديلم‌ورى ، خود به عرض خليفه رسانده باشد . عمار با تقاضاى عروه موافقت كرد ، و عروه شتابان خود را به مدينه رسانيد ، و بر خليفه وارد شد . چون چشم خليفه به عروه افتاد ، حضور ناگهانى او ، خاطرات گذشته ، و شكست جنگ جسر ، و كشته شدن نام‌آوران عرب را در آن جنگ در خاطرش زنده كرد و حضور عروه را به فال بد گرفت و بىاختيار استرجاع كرد و گفت : إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ . عروه كه بفراست ماجرا را دريافته بود به تندى به عمر گفت : - نه . نه . اين بار شكر و سپاس خدا را به جاى آور كه ما را بر دشمنان‌مان پيروز گردانيده است . آن‌گاه پيروزىهاى خود را يكايك برشمرد . عمر چون خيالش از اين بابت راحت گرديد از عروه پرسيد : - پس چرا خودت در آن‌جا نماندى ، و ديگرى را نزد من فرستادى ؟ عروه جواب داد : - برادرم را به جاى خودم گذاشته‌ام ، و خود مىخواستم كه اين مژده را به تو رسانده باشم ، عمر خوشحال شده ، او را « بشير » ناميد . بلاذرى اضافه كرده مىنويسد : پيروزى عروه ، موجب شكست قطعى ديلميان گرديد ، زيرا وقتى كه عروه از خدمت خليفه بازگشت ، « سلمة بن عمرو » ، و « ضرار بن ضبى » را به فرماندهى سپاهيانش برگماشت . و ضرار با مردم دستبى ورى از در صلح درآمد .