بكير از پست خود استعفاء كرد ، و در نتيجه منطقهء تحت فرماندهى او بيرن ، « سماك بن خرشهء انصارى » ، و « عتبة بن فرقد ليثى » تقسيم گرديد . عتبه با اهالى آذربايجان از در صلح درآمد ، و پيماننامه نوشت ، و « سماك بن خرشهء انصارى » آن را تأييد و امضاء كرده است .
و دست آخر آنجا كه سيف از تعداد و نام عمال و كارگزاران خليفه عثمان سخن مىگويد ، از سماك بن خرشهء انصارى و شخص ديگرى ، به عنوان فرمانداران شهرهاى عراق ، در سال مرگ عثمان نام برده است .
اخبار سماك انصارى غير ابودجانه در روايتهاى طبرى همينها بود كه آورديم .
ابن اثير ، و ابن كثير ، و ابن خلدون نيز همينها را از طبرى گرفته و در تاريخهاى خود نقل كردهاند .
راويان سيف در افسانهء سماك
در روايات گذشته ، سيف راويان خود را دربارهء سماك بن خرشهء انصارى غير ابودجانه ، چنين معرفى كرده است :
1 - محمد ، كه به خيال او ، محمد بن عبدالله بن سواد نويره است و از آفريدههاى خود او است .
2 - مهلب ، كه او از مهلب بن عقبهء اسدى مىخواند ، و از مخلوقات خيال او است .
3 - امّا ، نامهائى چون « طلحه » ، و « عمرو » ، « سعيد » ، و « عطيه » كه بىنام و نشان بوده ، نام پدر ، يا لقب و معرّفى ديگر را به همراه ندارند كه بتوان ايشان را شناسائى كرد . مثلًا اين طلحه كيست ، آيا منظورش « طلحة بن عبدالرحمن » است يا « طلحة بن اعلم » ؟ كه اوّلى از راويان مخلوق او است ، و دوّمى راويئى سرشناس . كه هر چند گاهى سيف دروغهائى را از زبان او نقل مىكند ، و ما نيز گناه دروغهاى سيف را به پاى چنان راويئى نمىگذاريم .
و اين عمرو ، آيا همان كسى است كه گرفتار دست نحويان كوفه و بصره شده و به جان زيدش انداختهاند ، يا شخص ديگى است ؟
سعيد ، و عطيه كيانند ؟ اينها هيچ كدام مشخص نيستند تا دربارهء آنها به تحقيق