آنچه تا به اينجا آورديم ، موقف ، و اظهار نظر مهاجرين و انصار ، به ويژه خزيمة بن ثابت ذوالشهادتين در جنگهاى امام عليه السلام بوده است . « 1 » آن وقت سيف مىآيد و قضايا را تحريف مىكند ، و با دستكارى در وقايع ، و خلق نقشآفرينانى ، معالم تاريخ اسلام را مشوش و از استقامت اصلىاش خارج ، و آن را از درجهء آعتبار مىاندازد .
بحثى در افسانهء خزيمهء سيف .
در احاديث پنجگانهاى كه گذشت سيف حقايق تاريخى را تحريف ، و علماء را دانشمندان را به گمراهى و سردرگمى كشانده است . در تاريخ دست برده ، افسانه « خزيمة بن ثابت » غير « ذوالشهادتين » را بر آن افزوده ، و بدينسان موجبات انحراف نسلهاى آينده را از حقايق تاريخى فراهم نموده است .
پس از سيف بن عمر تميمى ، نوبت به دانشمندان و علماى اسلامى مىرسد ، كه در اين ميان دانشمندان پيرو مكتب خلفا دامن همت به كمر زده داستانها و دروغها ، و ساختههاى سيف را به عنوان حقيقتى مسلم و غير قابل انكار در كتابهاى معتبر و وزين خود امثال ( حديث ، و تاريخ ، و ادب ، و تراجم اصحاب ، و غيره ) نقل ، و با اين عملِ خود ، افسانههاى سيف را لباس حقيقت پوشانيده در مصادر معتبر وارد نمودهاند . سخن دانشمندى چون خطيب بغدادى در همين زمينه جالب توجه است .
خطيب بغدادى ، در كتاب « موضح » خود زير نام « خزيمة بن ثابت انصارى » غير « ذوالشهادتين » مىنويسد :
دانشمندان نام اين خزيمه را با استفاده از احاديث سيف آوردهاند از جمله اينكه . . . و پس از نقل حديثهاى اول و دوم سيف اظهار نظر كرده مىنويسد :
هامش
( 1 ) . كسى گمان نبرد كه علاقهء ما در مورد بيان فضائل و مناقب امام عليه السلام ما را بر آن داشته است تا در زمينهء نظرات انصار ، و موضعگيريشان با امام به درازا سخن بگوئيم ، بلكه ما ناگزير بوديم تا براى پرده برداشتن از شيطنتهاى سيف و اهداف او در پنهان داشتن فضائل امام و تحريف و اقعيتها بر اثر دشمنى او با شخص امام و همبستگيش با بنىاميه آنها را آورده باشيم ، همچنان كه ما در شرح حال صحابئى كه بعداً بيايد ، شركت صحابى شهيرى چون ابودجانهء را در جنگهاى امام كه سيف مدعى آن است ، به مقتضاى كلام رد كردهايم .