اما آن جا كه يك بار ابنحيان ، و بار ديگر طبرى را متهم مىكند با او موافق نيستيم . « 1 » همچنين سخن ابن حجر را تأييد نمىكنيم آنجا كه مىگويد همهء اين گرفتارىها و آفتها از - گور - عرزمى برخاسته . در صورتى كه اين عرزمى است كه هيچ گناهى ندارد ، و تمام اين آفتها از شخص سيف ابن عمر تميمى ناشى شده كه دو حديث دربارهء ( خزيمهء غير ذوالشهادتين ) ساخته و آنها را به « حكم » ، و « عرزمى » ، و « محمد » ، و « طلحه » نسبت داده است !
سيف تنها كسى است كه چهرهء خزيمهء غير ذوالشهادتين را ترسيم ، و نقشى را بر عهدهء او نهاده است .
سيف تنها كسى است كه افسانهء خزيمه و امثال خزيمه را ساخته و با تردستى تمام آنها را در لابهلاى صفحات تاريخ اسلام جاى داده دانشمندان و محققين را دچار تحير و سرگردانى كرده است . والّا بيچاره راويان سرشناس و شناخته شده و بىخبر از دروغهاى سيف را در ساختههاى او هيچ گناهى نيست .
اين را هم گفته باشيم كه ما به سادگى به اين نوع از آفريدههاى سيف دست نيافتهايم بلكه بحث و بررسى آنها دير زمانى از عمر ما را به خود مشغول ، و كوشش و تلاش مستمرى را در پى داشته است . زيرا اين نوع خلق و آفرينش او چنان نيست كه فى المثل سيف نامى را تعيين كند و براى اين نام افسانهاى بسازد و آن را چون ديگر افسانههايش در تاريخ اسلام جاسازى كند آن سان كه باز يافتن حقايق از افسانههاى او به سادگى ميسور و فراهم باشد . بلكه برعكس ، در اين نوع خلق و آفرينش ، سيف نقش آفرينانش را همنام با چهرههائى آفريده كه در تاريخ وجودى
هامش
( 1 ) . سيف از چند جهت متهم است ( دروغگوئى ، حديثسازى ، زندقه . . . ) اما طبرى دانشمندى بوده است معتقد و متعهد و مورد احترام پيروان مكتب خلفاء ، كه سخنش را بر سر دست مىبرند ، و تحقيق ناكرده به درستى و صحت آن به داورى مىنشينند . با چنين مقام و منزلتى كه طبرى دارد و علم و اطلاعات وسيع او ، حتى به آن اندازه كه سيف را دروغگو بداند ، كه دانسته است . حق نداشته تا بىرحمانه چنين ستمى را بر تاريخ اسلام روا دارد ، و دروغهاى شياد روزگارى چون سيف بن عمر را در صفحات تاريخ وزين و معتبر خود منعكس و چنين جنايت هولناكى را بر تاريخ امتى روا دارد .
مترجم