در اين روز « خزيمة بن ثابت ذوالهشادتين » كشته شد ، و « ضبيعه » دختر خزيمه بر كشتهء پدر به سوگ نشست و چنين به نوحهسرائى پرداخت .
اى چشمهاى من ! بر خزيمه ، كشتهء « احزاب » كه در كنار فرات به خاك افتاده است سيل اشك بباريد .
آنها « ذوالشهادتين » را به نارا و از روى ستم كشتند ، كه خدايش انتقام او را از ايشان بگيرد .
او را به همراه گروهى از جوانمردان از پاى درآوردند ، كه در پاسخ به نداى حق شتاب مىكردند ، و هرگز از پاى نمىنشستند .
اينان به يارى آقاى خود - امام على ( ع ) - كه مردى پيروز ، و دادگر است برخاستند ، و تا دم مرگ از ياريش دست برنداشتند .
خدا كشندگان « خزيمه » را لعنت ، و به خوارى و گرفتارى دو جهانشان مبتلى كناد .
نصر ادامه داده مىنويسد :
امام عليه السلام پس از بازگشت از جنگ صفين ، ضمن خطبهاى كه كوفيان را به جنگ با معاويه تشويق و تحريض نموده است ، با دنيائى حزن و اندوه از خزميهء ذوالشهادتين ياد كرده مىفرمايد :
برادران من كه خونشان در پهنهء جنگ صفين بر زمين ريخته شد ، از اينكه امروز زنده نيستند تا غصه و اندوه گلوىشان را به هم فشارد ، و زهرآبهء غم به كامشان ريخته شود چه زيان بردهاند ؟ به خدا سوگند كه آنان خداى را ديدار كردند و او پاداششان بداد ، و پس از بيم و هراس ، در سراى امنشان فرود آورد . كجايند برادران من كه در راه راستى قدم نهاده ، طريق حق در پيش گرفتند ؟ كجاست عمار ، و كجاست ابن تيهان ، « 1 » و كجاست ذوالشهادتين ؟
هامش
( 1 ) . ابن تهيان ، ابوالهيثم ، مالك بن تيهان انصارى از قبيلهء اوس است . ابن تيهان بيعت عقبه را درك و در جنگ بدر ، و ديگر جنگهاى پيغمبر خدا شركت كرده است . ابن تيهان در جنگ صفين در كنار امام عليه السلام شركت جست و هم در آن جنگ شهيد گرديد . به « اسد الغابه » ( 5 / 318 ) ، و خطبهء شمارهء 183 به روايت نوف بكالى ، و « شرح نهجالبلاغه » ابن ابى الحديد معتزلى ( 10 / 99 ) مراجعه شود .