تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى ) — صفحة 217

مساهمون:

ص٢١٧
اين وضع همچنان ادامه داشت تا اين‌كه خليفه عمر به جمع‌آورى قرآن كه در اوراق پراكنده ، و الواح ، و پوست درخت‌هاى خرما نوشته و متفرق بود پرداخت ، و فرمان داد تا هر يك از اصحاب هر مقدار از قرآن را از رسول خدا فراگرفته و به خاطر سپرده است بياورد ، و در اين مورد احتياط مىكرد و آيه‌اى را نمىپذيرفت مگر اين‌كه دو مرد به صحت آن گواهى دهد . « 1 » در اين مواقع خزيمه بن ثابت آيهء
( مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ . . . )
را آورد ، و خليفه به گواهى شخص او بسنده كرد و گفت : به جز خودت شاهد و گواهى ديگر نمىخواهم . شهرت خزيمه به ( ذوالشهادتين ) براى قبيلهء اوس مايهء فخر و مباهات گرديد تا آن‌جا كه چون دو قبيلهء اوس ، و خزرج در مقام بر شمردن افتخارات خود برآمدند ، اوس سرفرازانه ادعا كرد كه « . . . و خزيمه از ماست كه رسول خدا گواهى او را به منزلهء گواهى دو مرد قرار داده است » . خزيمهء ذوالشهادتين در سال سى و هفتم از هجرت زير پرچم اميرالمؤمنين على عليه السلام در جنگ صفين شركت كرد ، و هم در آن جنگ به شهادت رسيد . تاريخ‌نويسان شهادت او را چنين آورده‌اند : خزيمه در كتاب على ( ع ) در جنگ‌هاى جمل و صفين سلاح پوشيده شركت كرد ، و در جنگ صفين مىگفت : جنگ نمىكنم مگر وقتى كه عمار كشته شود ، منتظر مىمانم تا ببينم چه كسى عمار را مىكشد ، زيرا خودم از رسول خدا شنيدم كه مىفرمود : او - عمار - را گروهى باغى و سركش مىكشند . و آن‌گاه كه عمار در همان جنگ صفين به دست سپاهيان معاويه كشته شد ، خزيمه گفت : گمراهان را كاملًا شناختم . پس قدم به ميدان جنگ نهاد ، و در صف امام جنگيد تا كشته شد .
هامش
( 1 ) . گويا منظور اين بوده كه مكان و موقعيت آيات قرآن در هر يك از سوره‌ها مشخص شود ، والّا قرآن در زمان حيات پيغمبر خدا جمع‌آورى شده بود .