تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى ) — صفحة 166

مساهمون:

ص١٦٦
فتوح سيف مىباشد . گفتنى است كه اين روايت اخير - روايت ابن عبدالبر در مورد مأموريت اقرع به يمن - غير از آن روايتى است كه ما از طبرى دربارهء اعزام پيغام‌بران رسول خدا ، و مأموريت‌شان در آغاز اين بخش آورده‌ايم . سيفبا ساختن اين روايت ، در مقام تأكيد روى روايت نخستين خود بوده ، و اين عادت اوست كه ساخته‌ها و پرداخته‌هايش را در روايت‌هاى متفرق و متعدد منعكس مىسازد . تا يكى ، مؤيد ديگرى بوده دروغ‌هايش كاملًا راست و درست جلوه كنند . پس از آن ابن حجر با نقل روايت طبرى از قول سيف ، بازگشت سفرا و پيغام‌گزاران رسول خدا را از مأموريت‌شان در زمان خلافت ابوبكر به مدينه - كه در صفحات پيش آورده‌ايم - در « اصابه » خود آورده است . دانشمندان مزبور در شرح حالى كه براى اقرع بن عبدالله حميرى نگاشته‌اند اين چنين به سخنان و روايات سيف اعتماد كرده ، كتاب‌هاى وزين و معتبر خود را به اين قبيل افسانه‌ها آلوده‌اند ! ! اين امبر در شرح حالى كه براى « جرير بن عبدالله حميرى » برادر خيالى اقرع نوشته‌اند نيز صادق است چه ، ابن اثير در شرح حال جرير مىنويسد : او - جرير بن عبدالله حميرى - رسول و پيغام‌گزار رسول خدا در يمن بوده است . جرير به همراهى خالد بن وليد در جنگ‌هاى عراق و شام شركت فعال داشته ، مژدهء پيروزى جنگ يرموك را به خليفه عمر به خطاب ( رض ) رسانيده است [ اين سخن سيف است ] . اين مطالب را « ابوالقاسم ابن عساكر » نيز دربارهء جرير آورده است . ابن حجر هم در شرح حال « جرير بن عبدالله » در كتاب « اصابه » مىنويسد : ابن عساكر مىگويد كه او - جرير - از اصحاب رسول خدا بوده است ، و به نقل از كتاب فتوح سيف از ( محمد ، از عثمان ) آورده كه چون خالد بن وليد از يمامه عزم جنگ عراق نمود ، سازمان ارتش خود را تجديد كرد و در اين كار نخست اصحاب را از نظر گذرانيد ، و از ميان ايشان رزم‌آوران و قهرمانان آن‌ها را برگزيد ، و فرماندهى جنگجويان قضاعه را بر عهدهء جرير بن عبدالله حميرى ، برادر اقرع بن عبدالله كه از جانب رسول خدا سفير و پيغام‌گزار آن حضرت در يمن بوده است ، گذاشت . . . [ تا آخر داستان ] .