حال قهرمان بىنظير سيف به نام « قعقاع بن عمرو تميمى » و در جلد اول همين كتاب آوردهايم .
همچنين سيف تنها كسى است كه از سفارت اين دو برادر - اقرع ، و جرير ، فرزندان عبدالله حميرى - از جانب رسول خدا سخن گفته است .
و نيز همين افسانهساز قرن دوم هجرى تنها خيالپردازى است كه چنان اخبار و داستانهائى را مانند بر پا كردن خيمه و چادر سرفرماندهى براى « نعمان بن مقرن » سرهم كرده است .
دستآورد سيف از اين افسانه
سيف ، اقرع بن عبدالله ، و برادرش جرير بن عبدالله حميرى را آفريده و يك سرى كارها و داستانهاى تاريخى را به آنها نسبت داده است .
طبرى امام المورخين داستانهاى مزبور را از سيف گرفته و آنها را ضمن حوادث و رويدادهاى سالهاى دوازده ، تا بيست و يكم از هجرت به عنوان سند حقيقى و غيرقابل انكار در تاريخ خود نقل نموده است .
دانشمند ديگرى چون ابن عبدالبر نويسندهء كتاب « استيعاب » با اعتماد به نوشتههاى سيف ، و درستى همان افسانهها ، در شرح حال قرع بن عبدالله حميرى مىنويسد :
اقرع را رسول خدا به رسالت نزد « ذى مران » و گروهى ديگر از سران يمن فرستاده است .
دانشمند سرشناس ديگرى مانند ابن اثير نويسندهء كتاب « اسد الغابه » ، و ابن حجر مؤلف كتاب « اصابه » همان خبر را از وى گرفته و در كتابهاى خود آوردهاند .
اما ابن حجر پس از نقل خبر مزبور از « استيعاب » مىنويسد :
اين خبر را سيف بن عمر در كتاب فتوح خود از قول ( ضحاك بن يربوع ، از پدر يربوع ، از ماهان از ابن عباس ) روايت كرده است .
و به اين ترتيب ابن حجر مصدر خبرى را كه ابن عبدالبر در كتاب « استيعاب » خود آورده ، و از بيان آن خوددارى كرده است ، آشكار كرده مىگويد كه همان كتاب