تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى ) — صفحة 167

مساهمون:

ص١٦٧
و نيز سيف آورده است كه اين جرير بن عبدالله ، مژدهء پيروزى جنگ يرموك را در مدينه به خليفه عمر رسانيده است . سيف در جاهاى مختلفى از اين جرير نام برده ، و ابن فتحون شرح حال جرير را بر ديگر مصادر خبرى صحابه استدراك كرده است و . . . راوى افسانهء جرير نزد ابن عساكر ( محمد بن عبدالله بن سواد نويره ) است كه وجود خارجى نداشته از راويان ساختگى سيف است . و بدين‌سان اين دانشمندان به روايات سيف اعتماد كرده شرح حال اين دو برادر حميرى خيالى او را در رديف ديگر اصحاب پيغمبر خدا به ثبت رسانيده‌اند .

خلاصهء آن‌چه گذشت

سيف ، اقرع ، و جرير را فرزندان عبدالله حميرى آفريده ، و آن دو را به رسالت از جانب رسول خدا به يمن فرستاده تا مقدمات جنگ با كافران و از اسلام برگشتگان را فراهم سازند ، و از آنانى به حساب آورده كه به مدينه بازگشته خبر مرتدهاى يمانى را به خليفه ابوبكر رسانيده‌اند . سيف مىگويد به هنگامى كه خالد بن وليد از يمامه عازم جنگ عراق شد ، ارتش خود را تجديد سازمان كرد ، و اصحاب را از نظر گذرانيد ، و از ميان آنان رزمندگان و قهرمانان ايشان را برگزيد كه از آن جمله جرير بن عبدالله حميرى بود كه فرماندهى رزم‌آوران و جنگجويان قضاعه را بر عهدهء او نهاده است . جرير در جنگ‌ها و پيروزىهاى خالد در عراق شركت فعال داشته ، و در به هنگام نوشتن پيمان‌نامهء صلح با اهالى ( بانقيا ، و بسما ) ، و پيمان‌نامهء ( فلاليج تا هرمزگرد ) حاضر و گواه بوده ، خالد بن وليد او را به حكومت ( بانقيا ، و بسما ) برگزيده است . جرير از جمله اصحابى بوده كه پس از دريافت مبالغ و مقادير خراج و جزيه‌اى كه بر مناطق مختلف عراق و پس از گشودن آن‌ها ، نهاده شده بود ، به اهالى و خراج‌گزاران آن‌جا رسيد داده است . جرير به همراهى خالد در حملهء برق‌آساى ( مصيخ بنى البرشاء ) حضور داشته ، و مسلمانى را در جمع كفار كشته است . و مىگويد كه جرير به همراهى خالد در جنگ شام شركت نموده و بر رسالت از جانب خالد مژدهء فتح يرموك را در مدينه به خليفه عمر رسانيده است .