جرير آن قهرمانى است كه « سعد وقاص » بنا به امر صريح خليفه عمر ، او را به همراهى « جرير بن عبدالله بجلى » به مقابلهء هرمزان ، سردار و فرمانده سپاه ايران فرستاده است .
و نيز گفته است كه جرير در سال بيست و يك هجرى در جنگ نهاوند شركت داشته و به همراهى برادرش اقرع ، و جرير بن عبدالله بجلى و ديگر اشراف كوفه در برافراشتن چادر و خيمهء « نعمان بن مقرن » سرفرماندهى سپاه اقدام كرده است .
اينها خلاصه روايات سيف بن عمر تميمى دربارهء دو تن از اصحاب مخلوق و ساختگى او است .
سيف ، پهلوانى افسانهاى و خيالى خود « جرير بن عبدالله حميرى » را همنام با « جرير بن عبدالله بجلى » ساخته و پارهء از فتح و پيروزىهاى جنگى ، و برخى از كارهاى او را به نقشآفرين خيالى خود نسبت داده است .
و چه مىدانيم ، شايد كه برادر او « اقرع » را نيز همنام با « اقرع بن حابس تميمى » يا « اقرع عكى » و يا اقرعى ديگر آفريده باشد و نيز ممكن است كه اين نام - اقرع بن عبدالله حميرى - همين طور و ارتجالًا به خاطرش رسيده و در افسانههاى خود نقش حساس بر عهده او گذاشته است .
اين را هم بگوئيم كه قصهپرداز ما سيف بن عمر ، داستان اين دو برادر حميرى را تا حدودى شبيه افسانهء دو برادر نامآور و پيلتن تميمى خود « قعقاع و عاصم » فرزندان عمر و تميمى ساخته است .
و دست آخر ، اين افسانه ، و صدها افسانهء نظير آن است كه تاريخ اسلام را تشكيل داده و مايهء افتخار و سربلندى دانشمندان و اكثريت مسلمانان تا آن حد واقع گرديده كه به هيچ روى حاضر نيستند آن را با چيز ديگرى معاوضه نمايند . . .
اين افسانهها به شرح زير در مصادر معتبر اسلامى راه يافته و به عنوان سندى قاطع و حقيقى به ثبت رسيدهاند .
راويان افسانه دو برادر حميرى
سيف افسانهء اين دو برادر را از زبان راويان زير نقل كرده است :
1 - محمد بن عبدالله بن سواد نوبره .
2 - مهلب بن عطيه اسدى .