و چون دشمنان ما به منزلگاه مرگ پاى نهادند ، شب هنگام درندگان بيابان بر اجساد آنان خاك و خاشاك پاشيدن گرفت .
ابن كثير نير همينها را از تاريخ طبرى و در كتاب خود نقل كرده است .
ما به جز اين شش بيت شعر ، شعرى ديگر از نافع دركتاب طبرى نيافتيم ، در صورتى كه ابن ماكولا مىگويد :
سيف از او اشعار بسيارى نقل كرده كه در آنها نافع به تبار خويش باليده است . . .
بنا بر اين مطالب ، معلوم مىشود كه سيف از زبان قهرمان خيالى خود اشعار بسيارى آورده ، و طبرى بنا به عادتى كه داشته از ذكر آنها خوددارى كرده است .
ما در جست و جوى اشعار بسيار « نافع » ، به اندكى از آنها نزد « حموى » ، و « حميرى » برخورديم كه اين دو دانشمند به مقتضاى سخن در ذكر نام اماكنى كه به ترجمهء آنها پرداخته بودند آورده و به عنوان شاهد بر مطالب خود به آنها استناد كرده بودند كه ما پس از ذكر مختصرى دربارهء فعح هر يك از آنها از زبان سيف ، به آن اشعار نيز مراجعه خواهيم كرد .
نافع شاعر در ايران
طبرى با تصريح نام سيف ، فتح « همدان ، رى ، و گرگان » را به طور مفصل در تاريخ خود آورده ، كه ما به نقل فشردهء آن در اين جا بسنده مىكنيم :
خليفه عمر ، فرمان فتح همدان و ديگر سرزمينهاى جانب شرقى آن را تا آن سوى خاك خراسان به نام « نعيم بن مقرن » صادر كرد و فرمان داد تا آن اماكن را بگشايد .
نعيم فرمان برد و به جانب رى سپاه كشيد ، در اين جنگ مردم گرگان به يارى پادشاه برخاستند ، و دو سپاه در دامنهء كوه رى با يك ديگر رو به رو شدند . نعيم كه بخشى از سپاهيان خود را از بىراهه به پشت جبههء دشمن فرستاده بود ، با قدرت به دشمن حمله برد ، ايرانيان كه از پس و پيش مورد هجوم و حملهء سپاهيان اسلام واقع شده بودند ، تاب مقاومت نياورده به سختى شكست خورده روى به گريز نهادند . ايرانيان در اين جنگ و گريز كشتهء فراوان از خود بر جاى گذاشتند .
نعيم پس از پيروزى بر ايرانيان ، خمس غنايم جنگى را به سرپرستى « اسود بن قطبه » و تنى چند از سرشناسان كوفه ، نزد خليفه به مدينه فرستاد .
پس از اين كه پيك پيروزى به عمر رسيد ، خليفه دستور داد تا نعيم ، برادر خود را به نام