ابن حجر نيز نه بيت از اين قصيده را به عنوان شاهد بر سخنان خود دربارهء نافع ، از قول سيف آورده مىنويسد :
سيف در كتاب « فتوح » خود اشعار بسيارى از نافع روايت كرده است كه در آنها او به تبار خود باليده به وجود آنها افتخار كرده از شركت خود در نبردهاى شام و عراق داد سخن داده است . از آن جمله مىگويد :
داوران معد ، و ساير داوران گواهى دادند كه تنها خاندان تميم از عهدهء همهء پادشاهان بزرگ بر مىآيند و با آنها برابرى مىكنند . . . .
ابن عساكر بند ششم از اشعار نافع را چنين نقل مىكند :
كشتهء « سقس / ساكس » رومى را ، در حالى كه روباههاى لنگ گردش را گرفته بودند ، روى زمين رها كرديم .
كشتهء او در مرغزارى در روم بر زمين افتاده بود ، نه اين كه درملك پدرش جا خوش كرده باشد .
در همان ابتداى برخورد ما با روميان بود كه « عامر » با يك ضربت شمشير خود فرق او را تا نخاع از هم شكافت !
ابن عساكر ، پس از ذكر اين شش بند شعر ، شرح حال نافع را با نقل مطالبى كه دار قطنى و ابن ماركولا در شرح حال نافع از سخنان سيف در كتابهاى خود آوردهاند ، پايان مىدهد .
اما طبرى طى يك روايت از سيف ، تنها دو بيت از اشعار نافع را كه در آن مىگويد :
سواده نظام ما به مدائن كه پهنهء خاكش به زيبايى دريا بود پاى نهادند . . . .
نقل كرده ؛ سپس در دنبالهء آن ضمن شرح حوادث سال شانزدهم از هجرت نبرد « جلولاء » را از زبان سيف نقل مىكند . و در روايت ديگر از همين سيف ، چهار بيت از اشعار منسوب به نافع را در جنگ « جلولاء » چنين مىآورد :
در جنگ « جلولاء » ، گردانهاى ما چون شيران قوى پنجه ، به كارزار حمله بردند .
من گروههاى پارسى را از هم دريده مىكشتم و به پيش مىتاختم كه ، نابود باد بدنهاى پليد مجوس !
در آن روز كه سرها ، تنها را بدرود مىگفتند ، « فيرزان » از چنگ ما گريخت ، ولى « مهران » كشته شد .
خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى ) — صفحة 82
مساهمون: السيد مرتضى العسكري
ص٨٢