مىآمد و آنها را درو مىكرد .
ما آنان را در بيابانها ، ما بين دجله و فرات تا حدود نهروان از دم تيغ گذرانديم .
ما در جنگ مدائن ، شرنگ تلخ مرگ را با همهء قدرتمان دركام دشمنانمان فرو برديم .
اين عساكر در حماسهء چهارم اشعار زير را از قول سيف و از زبان ابو بجيد نافع بن اسود نقل مىكند :
در ميان ما كسانى هستند كه چشمهاى دشمن را با سرمهء كورى شفا مىبخشند ، و سرهاى پر دردشان را با شمشيرهاى آخته درمان مىكنند .
اسبهاى جنگى ما را مىبينى كه بر گستوان پوشيده ، و سوار كاران ما كه با سلاح كامل در ميدان جنگ جولان مىدهند ؟
خداوند براى من خانهء عزت و شرفى س بلند پايه و شامخ بنا كرده است .
ياران و دوست داران من نيز بخشندگانى هستند كه هرگز جفا نمىكنند و راه كرم و وفا در پيش دارند .
تا آن جا كه بزرگوارى و عزت در خانهء ما فرود آمده است و از آن هرگز بيرون نخواهد شد .
كدام روز براى دشمنان ما به سنگينى و شومى روزى مىرسد كه جوانان ايشان را به خاك و خون كشيديم ؟ و پرچم دارشان را به خاك هلاك افكنديم ، آن سان كه داغ سنگ و سنگ ريزه بر بدنشان نمايان است !
و چه بسيار تاجهاى شاهان را كه به غنيمت برديم و دست بندهاى گران قدرشان را نيز !
سپاهيان ما تيرهء تميم ، از آن دسته ارزشمندى مىباشند كه به هر جا قدم بگذارند بهار و شادى به بار خواهند آورد .
ما در قلب دشمنان فرو رفتيم ، و پس از پيروزى بر دشمن ميدان جنگ را پشت سر گذاشتيم ، و در اين مدت به چشم ما خواب راه نيافت .
پس از شش روز نبرد ، دشمن را چنان به خاك و خون كشيديم كه برخاستن بر ايشان مقدور نبود ، آن گاه جنگ افزارهايشان را به غنيمت برديم .
خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى ) — صفحة 79
مساهمون: السيد مرتضى العسكري
ص٧٩