شخص مورد نظرش « عثمان » موفق و مؤيد فرمايد .
ه - و دست آخر با يك زخم زبان ، « زبير » را از پشت كردن به ميدان جنگ جمل سرزنش مىكند ، و براى طلحه براى كارى كه كرده ، و خيانتهايى كه به عثمان روا داشته از آغاز شورش عليه او ، تا به محاصره كشيدن ، و كشتن خليفهء مضرى عثمان از درگاه خدا طلب عفو و بخشايش مىكند . « 1 »
حديث دوم
دومين حديث سيف در كتاب « معرفة الصحابه » ابو نعيم متوفاى سال 430 هجرى چنين آمده است :
« عيسى بن يونس ، او وائل بن داوود ، از بهى ، از زبير » چنين آورده است كه رسول خدا مردى از قريش را اعدام كرد و سپس فرمود : از امروز به بعد ، هيچ قرشى را اعدام نكنيد مگر كشندهء عثمان را ، كه اگر او را نكشيد ، چون زيان شما را مىكشند ! !
ابو نعيم در دنبالهء اين حديث اضافه كرده مىنويسد :
ابو حاتم رازى مدعى است كه اين زبير ، زبير بن ابى هاله است .
نويسندهء كتاب « اسد الغابه » هم به نقل از « ابو منده ، و ابو نعيم » همين حديث را در شرح حال زبير بن ابى هاله آورده ، با اين تفاوت كه ( رسول خدا در جنگ بدر مردى از قريش را اعدام كرد و . . . ) و محل اعدام اين قرشى را هم مشخص كرده است و درپايان آن سخن رازى را آورده كه ( اين زبير ، زبير ابو هاله است ) .
نويسندهء كتاب « تجريد » به اين حديث تنها به اشارهاى بسنده كرده و آن را در شرح حال زبير ابو هاله با اين عبارت كه : وائل از بهى از او - زبير ابو هاله - چنين آورده است . . . و در پايان آن مىنويسد اين حديث درست نيست . ( د . ع )
دو حرف ( د ) و ( ع ) در كتابهاى « اسد الغابه و تجريد » به ترتيب اشاره است به نام
هامش
( 1 ) سيف با جعل اين حديث ، با يك تير چند هدف را نشانه گرفته است :
1 . زبير نامى را به طور مبهم به عنوان صحابى رسول خدا معرفى كرده است !
2 . از زبان پيغمبر خدا خبر از كشته شدن خليفه عثمان مىدهد !
3 . تعيين مىكند كه كشندهء عثمان « قرشى » است ، و فقط اين قرشى بايد اعدام شود . و هيچ فرد قبيشى نبايد اعدام شود كه خود نشانگر تعصب شديد قبيلهاى او مىباشد .
4 . جانبداريش از خليفهء مضرى ، و اين كه او سخت مورد توجه پيغمبر بوده است ، و موارد ديگر .