زبيدى نيز دركتاب « تاج العروس » خود اشاره به همان حديث دارد كه مىنويسد وائل بن داوود ، از بهى ، از زبير آورده است . . . !
بررسى اسناد افسانهء زبير
نام زبير ، فقط در دو حديث آمده است .
در يكى از آنها به گمان گفتهاند كه اين زبير ، همان « زبير بن ابى هاله » است ، و آن را در شرح حال زبير ابو هاله آوردهاند ، در صورتى كه اين حديث هيچ گونه ارتباطى با او ندارد ، و نوشتن اين حديث دربارهء زبير ابو هاله بى مورد است .
و حديث ديگر را سيف خود از قول « وائل ، از بهى ، از زبير ابو هاله » روايت كرده كه در اين جا سند روايت به شخص زبير ابو هاله مخلوق خود او ختم مىشود ، به عبارت سادهتر ، سيف از قول مخلوق خودش روايت مىكند ! ! با اين حساب ، حديثى كه از سيف بن عمر افسانه پرداز شروع ، و به مخلوق توهمات خودش ختم شود ، چه ارزشى مىتواند داشته باشد ؟ ! با اين حال آيا جايى براى بحث و بررسى به صحت وجود يا عدم حلقههاى واسطهء سند كه نامشان در حديث رفته است باقى مىماند ؟ ! با وجودى كه بارها گفتهايم كه ما گناه دروغ بافىهاى سيف را به گردن راوى يا راويان واقعى كه سيف نامشان را در احاديث خود مىبرد نمىگذاريم .
دستآورد سيف از داستان زبير ابو هاله
1 - صحابهاى دست پروردهء رسول خدا آفريده ، تا ضمن ديگر اصحاب واقعى پيغمبر ، شرح حالش نوشته شود .
2 - مردى از تميم را در صف راويان احاديث پيغمبر خدا مىنشاند .
3 - حديثى از رسول خدا مىآورد ، تا شيفتگان فضايل و مناقب صحابه ، و متعصبين قبايل نزار را خوشايند باشد ، زيرا در اين حديث تنها بزرگان صحابهء قريش نام برده شده و از انصار يمانى قحطانى خبرى نيست !
و سرانجام افتخارى است براى تميم ، خاصه اسيد ، كه سيف از آن برخاسته كه در ميان ايشان دو دست پروردهء رسول خدا ، و فرزندان خديجه و ابو هالهء تميمى به چشم مىخورد ، و قبايل نزار را اين همه افتخار از بركت وجود احاديث سيف حاصل آمده است .