بار خدايا ! « عمر بن خطاب » را سرورى ده ، شكيباييت را بر « عثمان » ارزانى دار ، و « على بن ابيطالب » را توفيق عنايت كن . « زبير » را موفقيت عطا فرما .
خداوندا ! نيكان و پيشگامان مهاجر و انصار ، و نيز تابعين اصحابم را به من ملحق كن ، كه براى من ، و در گذشتگان امتم دعاى خير مىكنند .
آگاه باشيد كه من و صلحاى امتم از تكلف بيزاريم !
نجيرمى ، مىگويد ابو حاتم رازى گفته است : زبير بن ابى هاله ، فرزند خداجه همسر رسول خدا بوده است .
به طورى كه مىبينيم نام آخرين راوى در اين حديث سيف « زبير ابو هاله » است كه ابو حاتم رازى تأكيد مىكند ( اين زبير ، فرزند خديجه همسر رسول خدا مىباشد ) و از همين جا نام « زبير بن ابى هاله » در اسناد و مدارك اسلامى به عنوان صحابى و دست پروردهء پيغمبر خدا برده مىشود . و اين در حالى است كه همين حديث در كتاب « موضوعات » « 1 » ابن جوزى به اين ترتيب آمده است : سيف از زبير روايت كرده . . . همانطور كه مىبينيد در اين سلسلهء سند نام پدر زبير برده نشده است .
همين حديث در كتاب « اصابهء » ابن حجر آن جا كه به شرح حال « زبير ابن ابى هاله » پرداخته است چنين آمده :
سيف در كتاب « فتوح » خود ، از قول « وائل بن داوود ، از بهى ، از زبير » آورده است كه رسول خدا فرمود . . [ تا آخر همان حديث ] .
ابن حجر در پايان حديث مزبور اضافه كرده مىنويسد :
در بيشتر نسخهها ، اين زبير را « زبير بن العوام » نوشتهاند ، و خدا داناتر است .
بنا بر آن چه گذشت ، اين حديث را « ابو حاتم رازى » از سيف بن عمر نقل كرده ، و در آن نام پدر زبير ، ابو هاله آمده است .
« نجيرمى » نيز آن حديث را با همان شكل از رازى گرفته و در كتاب خود نقل كرده ، و نام زبير ابو هاله از همين جا به عنوان فرزند خديجه ، و دست پروردهء رسول خدا بر سر زبانها افتاده است .
اما ابن جوزى همان حديث را از سيف بن عمر ، با همان متن و سند ولى بدون ذكر نام پدر زبير ، در كتاب « موضوعات » خود آورده ، و ابن حجر نيز حديث مزبور را بدون ذكرى
هامش
( 1 ) موضوعات ، يعنى احاديث دروغين و ساخته شده ، و كتاب موضوعات ابن جوزى در همين زمينه تأليف شده است .