از نام پدر زبير ، و در شرح حال او آورده و در پايان آن اضافه كرده است كه ( در بسيارى از نسخ ، آمده است كه اين زبير ، « زبير بن العوام » است ) .
درمورد اين اختلاف ، چيزى كه به نظر ما مىرسد اين است كه به احتمال قوى سيف بن عمر حديث مزبور را يك دفعه به نام « زبير بن اب هاله » روايت كرده و جمعى از نويسندگان آن را به همين شكل از سيف روايت كردهاند .
جاى ديگر همان حديث را سيف بدون ذكر نام پدر زبير آورده ، و گروهى ديگر از نويسندگان نيز آن را به همان گونه روايت كردهاند ، و اين دستهء اخير چنين پنداشتهاند كه مراد از زبير در اين حديث ، « زبير بن العوام » است . و همين امر باعث شده تا حقيقت مطلب بر دانشمندان پوشيده ماند .
هر چه كه باشد ، مهم اين است كه نام « زبير بن ابى هاله » فرزند خديجه در حديث سيف آمده و به عنوان صحابى ، و دست پروردهء رسول خدا از خاندان تميم نامش در كتابهاى حديث و تاريخ رفته است .
وضع حديث اول دربارهء « زبير ابو هاله » روايت شده بود چنين است .
اما پيش از اين كه به بررسى حديث دوم بپردازيم ، سيرى ولو به اجمال و كوتاه در متن حديث مزبور خالى از لطف نيست .
مهارت و زيركى ، و تسلط سيف در وضع و تركيب بندى حديث مزبور بسى جالب و در خور تأمل و دقت است !
1 - سيف نام افراد را در حديث خود با همان ترتيبى مىآورد كه بر مسند حكومت تكيه زدهاند ( ابو بكر ، عمر ، عثمان ، على ) .
2 - دعايى كه پيغمبر خدا براى هر يك از آنها مىكند ، متناسب با وضعى است كه آنها داشتهاند . توجه كنيد :
الف - از خدا براى ابو بكر مىخواهد كه مردم را به گردش جمع كند ، و اين متناسب با وضع ابو بكر در امر بيعت در سقيفهء بنى ساعده است پس از برخوردهاى شديد بين مهاجرين و انصار .
ب - پيامبر از خدا مىخواهد ، تا « عمر » را بلند آوازه سازد ، و شأن و شوكت او را روز افزون فرمايد . و اين همان چيزى است كه بر اثر فتوحات سپاهيان اسلام در خارج از سرزمين عربستان براى خليفهء دوم حاصل شده است .
ج - مىگويد رسول خدا براى عثمان دعا كرده و در برابر پيش آمدها ، و بروز فتنهها ، از خدا برايش صبر و شكيبايى مىخواهد .
د - پيغمبر خدا ، حتماً از خدا مىخواهد تا امام على را در برابر حوادث تاريخى زمانش موفق و پيروز گرداند ، و يا اين كه « عبد الرحمن عوف » را در برگذارى امر خلافت به
خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى ) — صفحة 243
مساهمون: السيد مرتضى العسكري
ص٢٤٣