افسانههاى ديگر به زبان و كشيشان كه فخر و مباهاتى براى تميم در بر ندارد ، همه و همه براى ايجاد تشويش و بىاعتبار ساختن تاريخ اسلام بوده است .
اسود بن ربيعه ، يا اسود بن عبس ؟ !
آن چه تا به اين جا آورديم خلاصه اخبار سيف دربارهء « اسود بن ربيعه ، نوادهء مالك » بود كه دانشمندانى با اعتماد به همان احاديث ، « اسود بن ربيعه » را در رديف اصحاب واقعى پيغمبر خدا شرح حال نوشتهاند .
اما دانشمندان به نقل از « كلبى » صحابى ديگرى را به نام « اسود بن عبس ، نوادهء مالك » معرفى كردهاند كه كلبى نسب او را پشت سر هم تا « ربيعة بن مالك بن زيد مناة » آورده است ، كه در شرح حالش خبرى مشابه به خبر رسيدن « اسود بن ربيعه » به خدمت پيامبر آمده است . و دانشمندان و علماى نسب شناس كه به شرح حال « اسود بن عبس » و نسب او در رديف ساير اصحاب رسول خدا پرداختهاند ، نظر به گفته « كلبى » داشتهاند .
به نظر مىرسد كه سيف بن عمر در ساختن « اسود بن ربيعه » ، او را پسر عموى « اسود بن عبس » خيال كرده است زيرا « حنظلهاى » را كه سيف نسب « اسود ربيعه » را به او منتهى مىكند ، فرزند « مالك بن زيد مناه » است و خبر رسيدن او را به خدمت پيغمبر خدا از داستان تشرف اسود بن عبس به محضر پيغمبر اقتباس كرده ، و با گرفتن كمك از فكر افسانهساز خويش اخبارى چند به صورت شاخ و برگ بر آن افزوده است .
سيف در اقتباس نام اسود ربيعه از اسود عبس و داستان او ، همان كار را كرده است كه در اخبار زر بن عبد الله و ديگران .
سيف براى محكم كارى ، قسمتى از اخبار اسود بن ربيعهء حنظلى خود را از طريق راويى حنظلى روايت مىكند تا درست بودن خبرش را نموده باشد زيرا كه لابد اين راوى حنظلى به اخبار قبيله خويش از ديگران آگاهتر است و مثل معروف « و رب البيت ادرى بما فى البيت / صاحب خانه بهتر مىداند كه در خانه چه دارد » در آن صادق است . در صورتى كه هر دوى اينها ، چه صحابه حنظلى و چه ، راوى حنظلى هر دو ساختهء خيالات سيف بن عمر تميمى متهم به دروغگويى و زندقه مىباشد .
بررسى اسناد احاديث سيف
سند حديث سيف در مورد نام « زر و اسود » و نمايندگيشان ، و حديث ب محاصره