« آمدى » « 1 » در كتاب « مختلف و مؤلف » كه در ترجمهء شعراء به رشتهء تحرير در آورده است ، تأييد مىكند آن جا كه مىنويسد :
از جملهء شعراء ، « زر بن عبد الله بن كليب » و از نوادگان فقيم است كه . . .
همين سخن آمدى را ، « ابن ماركولا » در كتاب « اكمال » خود آورده است .
نتيجهء بحث و بررسى
دانستيم كه سيف تنها كسى است كه از نسب ، و هجرت ، و صحابى بودن ، و نمايندگى « زر » از جانب افراد قبيلهاش به خدمت رسول خدا سخن مىگويد .
سيف در داستان فتح ابله كارى را كه « نافع » انجام داده است به زر نسبت مىدهد ، نام خليفهء وقت ، و فرمانده كل قوا را تغيير داده ، افسانهء فيل را نيز به آن افزوده است ! !
سيف در داستان صلح جندى شاپور ، كارها و اقدامات « ابو موسى اشعرى يمانى قحطانى » را به « ابو سبرهء » قرشى عدنانى نسبت داده ، كه مخصوصاً در اين خلع و انتصاب ، - خلع ابو موسى از پست فرماندهى ، و انتصاب ابو سبره به جاى او - پاسخ مثبت سيف به نداى تعصبات قبيلهايش كاملًا واضح و آشكار است .
سيف پست فرماندهى كوفه را در زمان خلافت عمر ، در اختيار ابو سبرهء عدنانى مىگذرد تا موردى براى سرزنش ابو سبره كه مىگويند او پس از مهاجرت از مكه به مدينه ، بار ديگر به مكه باز گشته و از آن جا تا زمان مرگ بيرون نشده است باقى نماند . چه ، بنا به ادعاى سيف همين ابو سبره در همان ايام كه مىگويند در مكه ساكن بوده ، در مقام والى و فرماندارى امين ، افسرى مجاهد و فداكار ، از جانب خليفه عمر در كوفه به انجام وظيفه مشغول بوده است ! !
افسانهء « مكنف » و امان او نيز ساختهء سيف و نتيجهء تخيلات او است .
سيف در داستان فتح نهاوند ، كارها ، و فعاليتهاى رزمى « سائب اقرع ثقفى » را به « زر » نسبت داده ، و هم او تنها كسى است كه از لشكر كشى مسلمانان به نواحى فارس و اصفهان به سرپرستى صحابهاى به نام « زر » ، و به محاصره افتادن نهاوند وسيلهء همين صحابى سخن مىگويد ! !
و دانستيم كه سيف تمام آن احاديث ، و ديگر داستانهاى خود را به سبك وقايع نگاران از زبان راويانى كه خود آفريده ، و يا مجهول الهويهاى كه هرگز شناخته نشدهاند آورده است .
هامش
( 1 ) نويسندهء كتاب « مختلف و مؤلف » در سال 370 هجرى در گذشته است .