سخن حموى را خوانديم كه او نيز به هنگام نوشتن مطالبى در كتاب « معجم » خود ، كتاب سيف را به خط « ابن خاضيه » در پيش روى خود داشته ، و با اتكاء به همان كتاب و اقرار صريح به اين مطلب ، افسانهها و اماكنى را به شرح آورده كه فقط در افسانههاى سيف مىتوان يافت .
اين را هم بگوييم كه حموى از كتاب « فتوح » سيف مطالب و اشعارى را نقل مىكند كه طبرى در تاريخ كبيرش به آنها اشارهاى نكرده است . با اين حساب معلوم مىشود كه در « معجم البلدان » حموى احاديثى از سيف وجود دارد كه در تاريخ طبرى يافت نمىشود ، و اين به آن معنى است كه طبرى از كتاب سيف نقل كرده ، « ابن اثير ، و ابن كثير ، و ابن خلدون » نيز به نوبهء خود از طبرى گرفته در كتابهاى خود آوردهاند .
به سخن زبيدى در مادهء « مرط » در كتاب « تاج العروس » توجه كنيد ، او مىنويسد :
و « حرملة بن مريطه » كه سيف در كتاب « فتوح » خود از او ياد كرده و گفته است كه او ، از نيكان صحابهء پيغمبر خدا بوده است . و من - زبيدى - اضافه مىكنم كه حرمله از بنى حنظله ، و از جملهء مهاجرين رسول خدا بوده ، و همان كسى است كه مناذر را فتح كرده و در گشودن « نهر تيرى » با سلمى بن قين كه داستانش طولانى است شركت داشته است .
گويى زبيدى متوجه اين نكته نشده است كه مصدر بقيهء اخبارش مربوط به مريطه از همان جا كه مىگويد : و من اضافه مىكنم . سيف بن عمر است نه شخص ديگر !
دست آورد افسانهء سيف دربارهء حرمله
1 - خلق سه مكان به نامهاى « اطد ، نعمان ، جعرانه » تا نامشان در كتابهاى جغرافيا برود ، و محققين را دچار تحير و سرگردانى كند .
2 - خلق صحابهاى مهاجر ، و قهرمانى شاعر به نام « حرملة بن مريطه » .
3 - خلق ميدانهاى جنگ ، و آوردگاههايى كه وجود نداشتهاند .
4 - ترسيم نقشهاى شگرف و حساس براى جنگ آوران تميمى .
5 - خلق فتوح ، و اشعار حماسى براى بلند آوازه ساختن تميميان ، و همهء اينها به بركت افسانهء سيف دربارهء « حرمله » به دست آمده است .