تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى ) — صفحة 161

مساهمون:

ص١٦١
سيره ، و طبقات » و غيره به تحقيق بپردازيم تا از وجود يا عدم چنان راويانى كاملًا مطمئن شويم . در احاديث و افسانه‌هاى گذشتهء سيف ديده‌ايم كه او غالباٌ راويان خود را « محمد ، و طلحه ، و مهلب ، و عمرو » و اشخاص مجهول الهويهء ديگر معرفى كرده است . تحقيق در شناسايى اين اشخاص كار آسانى نيست زيرا : اين محمد كيست ؟ اگر هم چنان كه سيف خيال كرده او « محمد بن عبد الله بن سواد نويره » باشد كه طبرى 216 حديث سيف را از زبان او در تاريخ كبيرش آورده است ، گفته‌ايم كه او از روات آفريده سيف است و نامش را در هيچ يك از مصادر فوق نيافته‌ايم . « طلحه » ، آيا اين همان « طلحة بن عبد الرحمن » آفريدهء خيالات سيف است يا طلحه‌اى ديگر ؟ و مهلب ، كه سيف او را « مهلب بن عقبهء اسدى » معرفى كرده و از زبان او در حدود 70 حديثدر تاريخ طبرى دارد ، نامش در كتب حديث و رجال ديده نمىشود . ولى عمرو چه كسى مىتواند باشد ؟ آيا اين همان عمرو است كه در زبان نحويان هميشه از « زيد » كتك مىخورد ، « ضرب زيد عمرا » ، و يا كسى ديگر است ؟ ! سيف در اين افسانه از راويان ديگرى نام مىبرد كه ام ايشان در كتب رجال آمده مانند « عبد الله بن مغيرهء عبرى ، و ابو بكر هذلى » . آيا سيف اين دو راوى را ديده و پاى سخن ايشان نشسته است و يا اين كه افسانه‌اى ساخته ، و بدون اين كه ايشان را ديده يا آنها سيف را ديده و شناخته و با او سخنى گفته باشد ، به آنها نسبت داده است ؟ ما كه ندانستيم ! اكنون كه معلوم شد احاديث سيف تنها از خيالات او ناشى شده است ، منابع انتشار اين افسانه را به شرح زير از نظر مىگذرانيم : 1 . امام المورخين ، محمد بن جرير طبرى ، در تاريخ كبيرش ضمن حوادث سال‌هاى 12 - 21 هجرى ، با ذكر سند . 2 . بان ماركولا دركتاب « اكمال » با ذكر سند . 3 . سمعانى در كتاب « انساب » با ذكر سند . 4 . ياقوت حموى در كتاب « معجم البلدان » با ذكر سند ، و تصريح به اين كه كتاب « فتوح » سيف را به خط « ابن خاضبه » در پيش روى داشته است . دانشمندان زير مطالب مورد بحث را از دانشمندان بالا گرفته‌اند : 5 .