را متصرف شد و ستاد فرماندهى خود را در آن جا تشكيل داد ، و واحدهاى رزمى او تمام قسمتهاى آن منطقه را تا ( تستر / شوشتر ) متصرف شدند . حرقوص بر اهالى شهرهاى فتح شده ماليات وضع كرد ، سپس نمايندگانى را برگزيد ، و خمس غنايم جنگى را ضمن شرح پيروزىها و فتوح خويش به خدمت خليفه عمر به مدينه فرستاد . « اسود بن سريع » كه يكى از اصحاب رسول خدا بوده است در اين باره چنين سروده :
به جان و سوگند ، كه خويشان ما آن چه را كه به ايشان سپرده شده بود ، پذيرفته ، امانت به جاى آورند .
اينان پروردگار خود را فرمان بردند ، در حالى كه ديگران نافرمانى كرده ، اوامر او را به چيزى نگرفتند .
مجوس كه كتاب يا فرمانى ايشان را از بدىها دور نمىكرد ، به گروهى از سواران ما برخوردند ، كه ايشان را خوار و زبون كرد .
هرمزان در جنگ با ما ، با اسب راهور خود فرار كرد ، و رزمندگان ما او را تعقيب كردند .
او مركز فعاليتش اهواز را رها كرد و گريخت ، در وقتى كه تازه بهار به آن جا پاى نهاده بود .
و « حرقوص بن زهير سعدى » نيز در همين مورد گفته است :
ما به سرزمينهايى كه پر از ذخاير بود دست يافتيم ، و بر هرمزان پيروز گشتيم .
زمين و درياى ايشان را به دست آورديم ، و دارايىها ، و ميوههاى ناياب ايشان را نيز .
ايشان درياى وسيعى داشتند كه در دو سوى آن ، رودهاى پر خروشى در جريان بود .
همين سخنان سيف باعث آن شده است كه « حرقوص » نامى را كه او در خيال خود آفريده است چون ديگر صحابيان زادهء خيالاتش ، در رديف اصحاب حقيقى رسول خدا قرار گيرد ، و علما و دانشمندان برايش شرح حال بنويسد ! به نوشتهء ابن اثير توجه كنيد ، او چنين مىنويسد :
طبرى از او - حرقوص - ياد كرده و گفته است : هرمزان فرمانرواى خوزستان شانه از زير بار تعهدات خود خالى كرد ، و راه سرپيچى و عصيان پيش گرفت و از كردها براى جنگ با مسلمين يارى جست و آلت و عدتى به هم رسانيد ، سلمى و حرمله مراتب را به عتبه گزارش دادند و . . . .
تا آن جا كه مىنويسد : و او از جملهء اصحاب رسول خدا بوده است .
خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى ) — صفحة 145
مساهمون: السيد مرتضى العسكري
ص١٤٥