تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى ) — صفحة 144

مساهمون:

ص١٤٤
فرماندهى لشكرگاه مناذر را به « سلمى بن قين » سپرد ، و ادارهء امور آن شهر را به غالب واگذار كرد . و نيز فرماندهى پادگان تيرى را به « حرملة بن مريطه » داد ، و امور شهر تيرى را نيز به عهدهء كليب نهاد . طبرى پس از باز گويى تقسيم مناصب فرماندهى و فرماندارى شهرهاى تيرى و مناذر سيف بين آفريده‌هاى خيال او ، دنبالهء افسانهء سيف را چنين مىآورد : بعضى از خانواده‌هاى « بنى العم » از خوزستان به بصره مهاجرت كرده در اطراف آن ساكن مىشوند ، در همين هنگام عتبه فرماندار بصره گروهى از همين مهاجرين را به نمايندگى از جانب قبيلهء « بنى العم » برمىگزيند و به خدمت خليفه عمر گسيل مىدارد ، سلمى و حرمله نيز جزء اين هيئت نمايندگى بودند . عتبه قبلًا به آنها گفته بود كه براى درك محضر خليفه خود را آماده كنند و كسى را به جاى خود تعيين نمايند تا در غياب ايشان ادارهء امور ناحيهء تحت فرمانشان مختل نگردد . در اين جا طبرى از قول سيف براى چندمين بار تأكيد مىكند كه اين دو سردار - حرمله و سلمى - از اصحاب رسول خدا بوده‌اند . طبرى در دنبالهء اين داستان مىنويسد : هيئت نمايندگى به حضور خليفه عمر مشرف شد ، و در همين شرفيايى بود كه افراد قبيلهء « بنى العم » شرح كافى از و ضع فلاكت بار قبيله را به سمع خليفه رسانيدند ، و خليفه نيز براى بهبود وضع پريشان آنها دستور داد تا املاك خالصهء خانداد سلتنطى ايران را به افراد قبيلهء بنى العم واگذار نمايند ! در ادامهء همين داستان طبرى مىنويسد : هرمزان كه شانه از زير مقررات صلح خالى كرده بود ، از كردها براى جنگ يارى خواست و سپاهى بزرگ فراهم آورد . حرمله و سلمى كه از اين پيش آمد اطلاع يافتند ، مراتب را به عتبه گزارش كردند ، عتبه نيز ما وقع را به خليفه اطلاع داد . عمر ، براى گوش‌مالى هرمزگان ، و آرام ساختن منطقه ، « حرقوص بن زهير سعدى » را كه از اصحاب رسول خدا بود به فرماندهى سپاهى برگزيد ، و او را مأمريت داد كه به يارى مسلمانان بشتابد . و مخصوصاً تأكيد كرد كه « حرقوص » ، حكومت شهرهايى را كه در اين اردوكشى مىگشايد ، خود به دست بگيرد ! « حرقوص » با كمك حرمله و سلمى ، و كليب ، و غالب سپاه به جانب اهواز كشيد و در محل « سوق اهواز » با هرمزان رو به رو ، و همان جا با او به جنگ برخاست . سرانجام ، هرمزان از اين جنگ شكست خورد و به « رام هرمز » عقب نشست . حرقوص اهواز
خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى ) — صفحة 144 | السيد مرتضى العسكري / سردارنيا