تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى ) — صفحة 143

مساهمون:

ص١٤٣
نام « مناذر » در كتاب فتوح سيف ، و خوارج هر دو آمده است ، و به طورى كه مورخين آورده‌اند ، داستان چنين است كه : « عتبة بن غزوان » در سال هجدهم از هجرت و به هنگامى كه بر بصره حكومت مىراند دو تن از سرداران نامى را به نام‌هاى « سلمى بن القين ، و حرملة بن مريطه » كه از زمرهء مهاجرين و اصحاب رسول خدا ، و از خانوادهء عدويهء بنى حنظله بودند ، مأموريت داد تا سپاه به ميشان و دشت ميشان بكشند ، و مناذر و تيرى را به تصرف خود در آوردند و داستان ايشان دراز است . و « حصين بن نيار حنطلى » در اين مورد چنين سروده است : آيا محبوبهء من خبر دارد كه كشتن مردان سرزمين مناذر دل ما را خنك كرده است ؟ آنها بالاى منطقهء « دلوث » به يك هنگ از سواركاران ما برخوردند كه كر و فرشان چشم‌ها را خيره مىكرد . ما همهء آنها را در منطقه‌اى بين نخلستان‌ها ، و لب دجله از پاى در اورديم . در اين جا ، تا صور اسرافيل منزل خواهند ساخت ، از آن روى كه سم اسب‌هاى ما پهنهء اين سرزمين را هموار ساخته است . همين دانشمند - حموى - در واژهء « تيرى » مىنويسد : « تيرى » نام شهرى است كه « حرملة بن مريطه » ، و « سلمى بن قين » ، در سال هجدهم از هجرت ، و از جانب عتبة بن غزوان ، مأمور فتح آن جا شده بودند و آن را در همان سال گشودند . و « غالب بن كليب » در آن چنين سروده است : روزى كه كليب مردم تيرى را خوار و ذليل كرد ، ما در جنگ مناذر به جان مىكوشيديم . ما بوديم كه هرمزان و لشكر جرار او را تار و مار كرديم ، و به سوى آبادىهاى انباشته از آذوقهء ايشان هجوم برديم . آرى ، سيف اين اشعار را بر زبان غالب تميمى نهاده است تا افتخار فتح دو شهر از شهرهاى ايران را به نام قبيلهء تميم به ثبت برساند ، در حالى كه طبرى به هنگام نقل سخنان سيف طبق عادتش از نقل آنها خوددارى كرده است .

درك حضور خليفه ، و سقوط اهواز

طبرى از سيف بن عمر روايت مىكند كه پس از آن فتوح ، « عتبة بن غزوان »
خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى ) — صفحة 143 | السيد مرتضى العسكري / سردارنيا