قرنها همسران شاهان را به اسارت گرفتهايم .
طبرى دنبالهء افسانهء سيف را در يارى خواستن حرمله و سلمى از قبيلهء بنى عم چنين آورده است :
دو نفر از رؤساى خاندان بنى عم به نام « عالب وائلى » و « كليب وائل كليبى » به تقاضاى حرمله و سلمى پاسخ مثبت داده به نزد ايشان رفتند و ضمن گفت و گويى به آنها گفتند :
چون شما عرب و از خاندان ما هستيد ، نمىتوانيم كه شما را واگذاريم و يارى ندهيم .
از طرفى ايرانيان به خاندان بنى عم ، از آن روى كه آنها در ايران ساكن شده و منطقهء خوزستان را سرزمين خود مىدانستند اعتمادى كامل داشته هرگز گمان نمىكردند كه روزى با عرب و دشمن ايشان عليه ايرانيان ارتباط بر قرار كنند !
رؤساى خاندان بنى عم از اين حسن ظن ايرانيان دربارهء خود استفاده كرده به حرمله و سلمى پيشنهاد كردند كه در فلان روز ، با چنان نشانهاى شما بر « هرمزان » بتازيد كه در همان وقت يكى از ما به « مناذر » و ديگرى به نهر تيرى » حمله خواهيم برد ، و با جنگ و ستيز دشمن را از پيش پاى بر مىدارد و به سوى شما پيش مىآيد . ما به اين ترتيب پشت هرمزان را خالى خواهيم كرد .
پس از طرح اين نقشهء جنگى ، غالب و كليب به منزلگاه و قبيلهء خويش « بنى عم » باز گشتند ، و نقشهء خود را با آنان در ميان نهادند و موافقت آنان را در اين مورد جلب نمودند .
چون شب موعود فرا رسيد ، صبح گاهان حرمله و سلمى به نظم سپاه خويش پرداختند و با هرمزان رو به رو گرديدند و به پيكارى بى امان را آغاز كردند .
در همان احوال كليب و غالب كه بر نهر تيرى و مناذر دست يافته بودند ، به يارى حرمله و سلمى شتافتند . خبر سقوط « مناذر و نهر تيرى » چون به هرمزان و سپاهيان او رسيد ، موجب نا اميدى ايشان در جنگ شد و در نتيجه شكست خورده روى به هزيمت نهادند . سپاهيان اسلام به تعقيب آنها پرداخته تيغ در ميانشان گذاشتند و از كشتههاى ايشان پشتهها ساختند ، و غنايم فراوان به دست آوردند .
هرمزان از آوردگاه جان به سلامت برد ، و با جمعى از ياران خويش از پل اهواز عبور كرد و رودخانه را بين خود و مسلمانان پناه قرار داد و از ايشان تقاضاى صلح كرد . مسلمانان پيشنهاد صلح او را پذيرفتند و پيمانى بين هرمزان و حرمله و سلمى بسته و امضاء شد و به اين ترتيب تا كنارههاى رود كارون به تصرف قواى اسلام در آمدند .
اينها را طبرى از سيف بن عمر نقل كرده ، و ابن اثير ، و ابن خلدون هم از طبرى گرفته در تاريخهاى خود نقل كردهاند .
حموى در واژهء « منذر » در كتاب معجم البلدان خود مىنويسد :
خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى ) — صفحة 142
مساهمون: السيد مرتضى العسكري
ص١٤٢