تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى ) — صفحة 140

مساهمون:

ص١٤٠
حموى دركتاب ديگر خود به نام « المشترك » كه ويژهء اماكنى اتس كه نام مشترك دارند در واژهء « جعرانه » مىنويسد : دو مكان به اين نام معروف است ، يكى « جعرانهء » بين طائف و مكه ، و ديگرى نام مكانى است كه سيف بن عمر دربارهء آن طى حديثى گفته است ، نخستين كسى كه براى جنگ با ايرانيان قدم به خاك عراق نهاد ، حرملة بن مريطه و . . . . و نيز در همان كتاب در واژهء « نعمان » مىنويسد : شش محل به نام « نعمان » خوانده مىشود . . . . تا آنجا كه مىنويسد : و « نعمان » جايى را كه سيف بن عمر ضمن حديثى از آن نام برده و گفته است كه ، نخستين كسى كه براى جنگ با ايرانيان قدم به خاك عراق نهاد ، حرمة بن مريطه و . . . . « صفى الدّين » نيز در كتاب جغرافياى خود به نام « مراصد الاطلاع » مىنويسد : اطد ، به دو فتح ، سرزمينى است نزديك كوفه از جانب صحرا كه سپاهيان اسلام در ابتداى نبرد با ايرانيان پاى به آن جا گذاشتند . و در واژهء جعرانه هم خلاصهء گفتهء حموى را نقل كرده است . از آن جايى كه در سخنان سيف نام « هرمزد گرد » برده شده است ، حموى با اعتقاد به سخنان يوسف وجود چنان جدايى را باور داشته ، در كتاب خود جايى را چنين به آن اختصاص داده است : گويا در سرزمين عراق ناحيه‌اى به نام هرمزد گرد وجود داشته و به روزگار فتوح مسلمين در آن جا جنگى بين ايرانيان و اعراب در گرفته و به پيروزى مسلمانان و تصرف آن شهر منجر شده است . « صفى الدين » نيز همين مطلب را در « مراصد الاطلاع » خود خلاصه كرده مىنويسد : هرمزد گرد ناحيه‌اى در عراق بوده است ! آن چه را كه تا به اين جا آورديم سخنان سيف بوده و طبرى به آنها اشاره نكرده است .

حرملة مريطه در حمله به ايران

نام حرمله و سلمى دو سر فرمانده و صحابى ساختگى سيف ضمن حوادث سال