گذاشت دو صحابى نامى « حرملة بن مريطه ، و سلمى بن القين » بودند ، كه هر دو نفر از مهاجرين ، و از نيكان صحابهء رسول خدا به شمار مىرفتند .
اين دو صحابى ، به همراهى چهار هزار سپاهى خود از قبايل « تميم و رباب » به مناطق « اطد ، نعمان ، و جعرانه » وارد شده با « انوشجان ، و فيومان » در وركاء رو به رو گرديدند و در نتيجهء جنگى كه روى داد ، فرماندهان ايرانى را شكست داده وركاء را به تصرف خود در آوردند ، و بر « هرمز گرد » تا « فرات بادگلى » دست يافتند . سلمى اين موضوع را چنين به شعر آورده است :
خبرها كه پخش مىشود ، شما نشنيديد كه در « وركاء » به « اوشجان » چه گذشت ؟
بر سر « اوشجان » همان بلايى آمد كه بر سر « فيومان » كشته شده در زمين طف رسيد .
حرملة نيز در همين مورد گفته است :
ساكنان ميشان را تا وركاء با ضرب شمشير خود به پيش رانديم و اين شاهكار سوار كاران ما بود .
در آن روز كه كوهها در ابرها فرو رفته بودند ، ما مال و منالشان را به غنيمت برديم .
پس طبق گفتهء حموى و به موجب روايتهاى سيف ، در آن فاصلهء زمانى ، جنگهايى رخ داده و كشتارهايى صورت گرفته است كه طبرى به آنها اشارهاى نكرده است .
حموى در واژهء « نعمان » ، پس از اين كه نام اماكنى را كه نعمان خوانده مىشود مىبرد ، مىگويد :
از آن جمله نعمان كوفه از ناحيهء صحرا است ، سيف مىگويد :
نخستين كسى كه براى جنگ با ايرانيان پاى به سرزمين عراق نهاد ، حرمله فرزند مريطه ، و سلمى فرزند قين بودند كه به « اطد ، و جعرانه » وارد شده سپس وركاء را به تصرف خود در آوردند .
به اين ترتيب معلوم مىشود كه حموى واژهء نعمان را تنها در حديث سيف ديده و بر وجود چنان جايى صحه گذاشته است و شاهد بر آن را سخنان سيف آورده است .
سخن حموى در واژهء « جعرانه » پس از شرح بر جعرانهء حجاز ، عيناً چنين است :
سيف بن عمر ، در كتاب « فتوح » خود كه من نسخهاى از آن را به خط « ابن خاضبه » در دست دارم چنين مىگويد : نخستين كسى كه براى جنگ قدم به سرزمين ايران نهاد ، حرملة بن مريطه ، و سلى بن قين بودند كه به اطد و . . .
تا آخر مطالبى كه در واژهء وركاء آورده بود نقل مىكند .
خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى ) — صفحة 139
مساهمون: السيد مرتضى العسكري
ص١٣٩