تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى ) — صفحة 102

مساهمون:

ص١٠٢
كه « قيس بن عاصم » دلاورى بنام از سپاهيان اسلام ، شمشيرى بر پاى « ابجر » زد و آن را قطع نمود . و عفيف اشعار زير را به همين مناسبت سروده است : اگر پاى قطع شده هم خوب شود ، عرق النساء هرگز خوب نخواهد شد . نديدى كه چگونه ما قهرمانان تيرهء بنى عمرو رباب حاميان دشمن را در هم شكستيم ؟ سيف در دنبالهء همين داستان مىگويد : عفيف بن منذر « غرور بن سويد » كه برادر نعمان منذر پادشاه حيره بود به اسارت گرفت . در اين ميان ، قبيلهء رباب كه با قبيلهء تميم پيمان دوستى داشتند ، از آن روى كه پدر غرور خواهر زادهء ايشان به حساب مىآمد از او نزد عفيف به شفاعت برخاستند تا از كشتنش در گذرد ، عفيف نيز شفاعت ياران را پذيرفت و بدين سان غرور در پناه قبيلهء ارباب قرار گرفت . اما برادر مادرى غرور را به نام « منذر بن سويد » گردن زد ! صبح روز بعد ، علاء به پخش غنايم جنگى پرداخت و جوايزى نيز به دلاوران ميدان نبرد اهداء نمود كه به عفيف يك دست لباس جايزه رسيد . طبرى در دنبالهء ابن افسانه از قول سيف مىنويسد : مشركان ، قواى پراكندهء خود را در « دارين » جمع كردند ، ميان ايشان و قواى مسلمانان درياى پهناورى فاصله انداخته بود كه قطع آن با كشتىهاى دريا نورد يك شبانه روز وقت مىخواست . علاء چون چنان ديد ، افراد خود را به گرد خويش فرا خواند و ضمن سخنانى به ايشان چنين گفت : خداوند احزاب شياطين را به يك جاى برايتان گرد آورده است و نبرد با ايشان را در اين دريا مقرر داشته ، و با شگفت معجزهء صحرا ، و شن زار « دهناء » كه به شما نشان داده است ، به عبور از اين دريا دل گرمتان فرموده ، اينك به سوى دشمنانتان حركت كنيد و همگى به دريا بزنيد ، و بى هيچ ترسى به ايشان تاختن بريد كه خداوند همهء آنها را به يك جا به چنگتان خواهد انداخت ! سپاهيان در پاسخ علاء يك دل و يك زبان گفتند : قبول داريم كه به خدا سوگند پس از معجزهء « دهناء » هرگز ترس و بيمى به خود را نخواهيم داد . علاء حضرمى با دريافت چنين پاسخى از سران و سربازان خود به سوى دريا پيش رفت و سپاه نيز به دنبالش حركت نمود تا به كنار دريا رسيدند ، در اين موقع سواره و پياده و چارپايان از هر دست مانند اسب و استر ، و شتر و الاغ همگى به آب زدند ! علاء و همراهانش در آن هنگام كه قدم بر روى آب مىگذاشتند ، اين دعا را مىخواندند : اى بخشايندهء مهربان ، اى كريم بردبار ، اى زندهء ابدى ، و اى
خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى ) — صفحة 102 | السيد مرتضى العسكري / سردارنيا