« ابن اثير و ابن كثير و ابن خلدون » همين داستان را در خبر ارتداد « حطم و بحرين » از طبرى گرفته و در تاريخهاى خود ثبت كردهاند .
اما ابن حجر ، آن جا كه در اصابهء خود از « عفيف بن منذر تميمى » سخن مىگويد ، مطالب خود را در اين مورد از كتاب فتوح سيف گرفته و به آن نيز تصريح كرده است .
حموى نيز در واژهء « دارين » در كتاب معجم البلدان خود به همين روايت سيف استناد كرده است كه مىنويسد :
در كتاب « سيف » آمده است مسلمانان پاى بر سطح آب دريا نهاده به سوى « دارين » پيش رفتند . . .
تا آن جا كه مىنويسد :
« عفيف بن منذر » در اين واقعه چنين سروده است : آيا نديدى كه خداوند چگونه دريا را مطيع ما ساخت . . .
تا آخر ابياتى كه گذشت .
« عبد المؤمن » هم مطالب خود را دربارهء واژهء « دارين » از حموى گرفته و در كتاب « مراصد الاطلاع » خود نقل كرده است .
حميرى نيز در كتاب « الروض المعطار » همان مطالب را آورده و در آخر آن به جاى نام « عفيف » چنين مىنويسد : و يكى از سربازان اسلام در اين باره چنين سروده است .
و همان دو بيتى كه گذشت آورده است بدون اين كه به مأخذ روايت خود اشارهاى كرده باشد و نامى از سرايندهء شعر ببرد .
خلاصهء بحث
از آن چه گذشت ، اصل و شاخههاى روايات سيف دربارهء « عفيف بن منذر » ، صحابى شاعر تميمى از سه بخش و به شرح زير تشكيل مىشود :
1 - ارتداد بعضى از افراد قبيلهء تميم و تمسك برخى به اسلام كه بدون اجازه دادن به دخالت ديگران ، افراد قبيلهء مزبور درگير كار خودشان مىشوند ، و به جان يك ديگر مىافتند و شعر « عفيف بن منذر » در اين مورد .
2 - ارتداد حطم ، بزرگ و رييس خاندان قيس در « هجر » كه در نبرد با آنان ،
خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى ) — صفحة 105
مساهمون: السيد مرتضى العسكري
ص١٠٥