تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى ) — صفحة 307

مساهمون:

ص٣٠٧
سعد برد عمرو بن معدى كرب قحطانى يمانى بوده است . و نيز سيف تنها كسى است كه از نبردهاى عاصم و سخن رانى ها ، و حماسه ها و گردى ها و دلاورى هايش در نبرد قادسيه ، در روزهاى ارماث و اغواث و عماس دادسخن مىدهد . در حالى كه نبرد قادسيه را دينورى و بلاذرى به طور كامل و مفصل به شرح آورده اند و هيچ از اين نام هاى ارماث و اغواث و عماس ، و ساير افسانه هاى سيف در آنها ديده نمىشود . ما در اين جا از بازگو كردن مطالب بلاذرى و دينورى دربارهء نبرد قادسيه به منظور خوددارى از درازاى سخن دورى جسته ايم ، و مطالعهء آنها را به خواستاران آن توصيه مىنماييم .

دست آوردهاى روايات سيف در قادسيه

يكم - خلق كرامتى براى عاصم بن عمرو ، صحابى بزرگوار ، قهرمان نامى تميم در افسانهء سخن گفتن گاو با او در بيشهء ميسان به زبان عربى فصيح . دوم - حضور عاصم در جمع فرستادگان به بارگاه كسرى و عمل ناگهانى و بدون تفكر او در برداشتن خاك و حمل آن به خدمت سعد با تفأل به پيروزى و كاميابى بر دشمن . سوم - مقامى و الا و پر اهميت براى قعقاع و عاصم اين دو فرزند عمرو تميمى كه كليد همهء پيروزى ها بالاخره در دست آنهاست . و مگر نه اين كه عاصم بود تا فرمان داد تير اندازان و نيزه داران تميم ، پيل بانان و پيل سواران دشمن را همه از پاى در آورند ، و آن چه را كه پيلان بر پشت داشتند به روز ارماث همه را به زير افكندند ؟ چهارم - اين كه مثنى كجا و قهرمان شير افكنى چون عاصم ، تا ديگر سلمى زن سابق نثنى چنين زبان درازى نكند و چنان قهرمان لشكر شكنى را كه جنگ مىكند و ديگر رزمندگان را به حمايت مىگيرد دست كم نگيرد . پنجم - و بالاخره افتخارى براى اين دو مرد افسانه اى قعقاع و عاصم كه با كشتن پيل سفيد ، پيشتازان پيلان ، ستون پيل سواران دشمن را در هم مىشكنند و موجبات شكست و فرار پارسان را فراهم مىسازند .