تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى ) — صفحة 295

مساهمون:

ص٢٩٥
- آرى ، ما كه از دل آنها خبر نداشتيم ، اما چيزى كه ما ديدى ايم اين است كه تا به حال هرگز نديده ايم مردمى چون ايشان تا به اين حد از دنيا روى گردان بوده آن را دشمن داشته باشند ! ! سپس سيف در دنبالهء اين داستان مىگويد : اين روز چنان بى سابقه و قابل توجه بود كه آن را ( روزگاوان ) نام نهادند ! !

سنجش روايت سيف با ديگران

اين داستان را با همهء شرح و تفصيلش امام المورخين فرزند جرير طبرى از قول سيف بن عمر تميمى روايت مىكند ، و ابن اثير نيز آن را از كتاب طبرى در تاريخ خود نقل مىنمايد . اما ديگران . بلاذرى و دينورى مىنويسند : . . . و چون سپاهيان اسلام براى چارپايان به علوفه ، و براى خود به غذا نيازمند مىشدند ، سوارانى چند از آنها بيرون مىشدند ، و در قسمت هاى پايين فرات دست به چپاول و غارت مىزدند و . . . . بلاذرى در دنبالهء اين حديث مىنويسد : عمر نيز از مدينه گاو و گوسفند براى آنها مىفرستاد .

بررسى سند

سيف در داستان روز گاوها ، عبد الله بن مسلم عكلى ، و كرب بن ابى كرب عكلى را راوى معرفى مىكند ، كه ما از آن دو تن نامى جز در احاديث سيف ، در هيچ مصدر ديگرى كه راويان را معرفى مىكند نيافتيم .

عاصم در مقابل كسرى

طبرى از سيف بن عمر تميمى روايت مىكند : خليفه عمر بن خطاب ، به سعد وقاص دستور داد مردانى سخنور و زبان آور و