عاصم در جنگ قادسيه
والله معكم ان صبرتم و صدقتموهم الضرب و الطعن
اگر شكيبا باشيد و نيكو بجنگيد خدا با شما است .
( عاصم افسانه اى )
روز گاوان ، گاوان سخن مىگويند
طبرى ضمن حوادث سال چهاردهم هجرى در مقدمه جنگ قادسيه از قول سيف روايت مىكند :
آن گاه كه سعد بن ابى وقاص فرمانده كل قواى مسلمين در نبرد با ايرانيان ، پست ها و سمت ها را در ميان سران سپاه خود قسمت مىكرد ، و به هر يك در خور لياقت و استعدادش سمتى مىداد ، عاصم بن عمرو تميمى را به فرماندهى ساقهء سپاه اسلام برگزيد .
زمانى كه سعد در قادسيه فرود آمد ، عاصم را به قسمت هاى جنوبى فرات مأوريت داد و عاصم تا ميسان پيش رفت .
عاصم كه در مقام تهيه گوشت براى سپاه به دنبال گاو و گوسفند مىگرديد در ميسان نيز در اين مورد تعقيب خود را دنبال كرد و هر قدر كه بيشتر جست كمتر يافت زيرا اهالى اغنام و احشام خود را از ترس دستبرد مهاجمين عرب در آغل ها و بيشه ها پنهان كرده بودند . عاقبت عاصم در اين پرس و جو به مردى برخورد و از او سراغ گاو و گوسفند را گرفت . آن مرد كه تصادفاً خود شبان بود و گلهء خود را در بيشهء مجاور