و حموى بعضى اشعار سيف را و گفته هاى او را در شرح حال دومة و حيرة آورده است ولى نگفته است اين مطالب را از كجا نقل كرده است .
اما سخن اين جا است كه در عراق محلى به نام دومة الجندل وجود نداشته و ندارد ، بلكه دومة الجندل قلعه اى بوده است در شام و به هفت منزلى دمشق از راه مدينه . و در عراق محلى به نام دوما يا دومه وجود داشته كه به آن دومة الحيره نيز مىگفتند و در جنگى كه در آن جا به وقوع پيوسته اكيدر كشته شد . و پس از آن خالد عنان هزيمت به جانب شام كشيد و به دومة الجندل حمله برد و پس از فتح آن جا ، از جمله اشخاصى را كه به اسارت گرفت ليلى دختر غسانى بود .
اما ربيعه و دوضهء سهلب ، از آن دو در هيچ كتابى نشانى نيافتيم و به نقين مىتوان گفت كه سيف بن عمر در آوردن اين قبيل نام هاى اماكن دچار غفلت يا فراموشى و احياناً اشتباه نگرديده است تامثلًا دومة الجندل شام را با دومة الحيرهء عراق فرق نگذارد و يكى را به جاى ديگرى بگيرد . بلكه با توجه به سابقه اى كه در دروغ سازى و افسانه پردازى و خلق اشخاص و اماكن از او سراغ داريم ، براى عراق نيز مكانى را به نام دومة الجندل آفريده ، و ميدان نبردى جداگانه و مخصوص براى آن ساخته تا هر چه بيشتر اذهان محققين را مشوب و تاريخ اسلام را سست و بى اعتبار نمايد .
بررسى سند
سيف راوى داستان دومة الجندل را محمد بن هويره ، و ابو سفنان طلحة بن عبد الرحمن ، و مهلب معرفى مىكند كه در داستان هاى مربوط به قعقاع مكرر به نام آنها به عنوان راوى برخورد كرده ايم و دانستيم كه هر سه تن از آفريده هاى خيال سيف مىباشند و وجود خارجى نداشته اند .
و در روايت ملطاط ، نضر بن سرى ، و ابن الرفيل ، و زياد را راوى معرفى مىكند كه آنها را هم در داستان قعقاع دانستيم كه از جملهء راويان مخلوق سيف مىباشند .