دادن فتح همدان به او و ديگر سران مضر .
هشتم - رجزها ، و اشعار حماسى ، بر اثر چنان نبرد پر احساسى و تحرك از پهلوان بى مانندى چون قعقاع بن عمرو زينت بخش گنجينهء ادبيات عرب گردد .
نهم - پيمان نامه هاى صلح و امان براى اهالى همدان و ماهان تا بر ساير اسناد و مدارك تاريخى ، به عنوان سندى قاطع و غير قابل انكار ، بر وجود چنين قهرمانان و چنان وقايع و اتفاقاتى اضافه گردد و براى هميشه باقى بماند .
خلاصه بحث
اين كه قعقاع افسانه اى سيف ، كه گردى دلاور ، و خردمندى سياستمدار ، و حماسه سرايى بنام ، و مبارزى شكست ناپذير در تمام نبردها و كشور گشايى هاى اسلامى است ، نامش و دلاورى هايش ، تيز بينى ها ، و ژرف نگرى هايش ، و خدمات ارزنده ، و گرانقدرش در كتاب ها آمده و آوازهء نامش در سراسر جهان پيچيده است .
طبرى دورى ديگر از فعاليت هاى او را از قول سيف بن عمر تميمى در حوادث سال 34 - 35 هجرى و به دوران خلافت عثمان چنين روايت كرده است : عثمان خليفه ، قعقاع را به فرماندهى كل سپاه جنگى كوفه برگزيد . كوفه در آن زمان پايتخت شرقى ممالك اسلامى بود ، و از نظر نظامى موقعيتى خاص داشته بسيار مهم بوده است بنا بر اين روايت سيف ، عثمان خليفه وقت ، قعقاع بن عمرو را به سمت فرماندهى كل قوا در ناحيهء شرقى ممالك اسلامى تعيين كرده است .
بنا به روايت سيف از اين زمان به بعد فعاليت قعقاع به شكلى ديگر متجلى و موقعيت و مكانتى ديگر پيدا مىكند ، آخر مگر نه اين كه چنين مرد افسانه اى از هر حيث و هر جهت بايد كامل و قابل باشد !
در اين دوره از فعاليت ، قعقاع را مىبينيم كه ر مقام مردى خير انديش ، و سفير صلح و آشتى ، و پيام آور دوستى و برادرى ، در آشوب ها و فتنه هاى زمان حكومت عثمان و على سخت مىكوشد . ما اين قسمت را به خواست خدا در فصل آينده بررسى مىكنيم .