ثبت كرده اند .
چهارم - بلاذرى چگونگى كشته شدن مردان شاه فرمانده كل قواى ايران را چنين روايت كرده است : او از قاطرى كه بر آن سوار بود به زير افتاد و شكمش پاره شد ، و بر اثر آن جان داد .
پنجم - و نيز بلاذرى گفته است كه فتح همدان وسيلهء جرير بجلى قحطانى انجام گرفته است نه وسيلهء قعقاع بن عمرو تميمى .
ششم - موضوع ( خداى را سپاهيانى از عسل است ) هم چنان كه در شرح بعلبك در كتاب معجم البلدان آمده است ، مشهور چنان است كه اين سخن از معاويه فرزند ابو سفيان است در آن هنگام كه مالك اشتر همدانى را به نيرنگ با عسلى آغشته به زهر از پاى در آورد . اين كثير نيز مىگويد : معاويه و عمروعاص هر دو اين سخن را آن هنگام كه مالك اشتر بر اثر سم آغشته به عسل كشته شد بر زبان آورده ، گفتند كه ( خداى را سپاهيانى از عسل است ) . طبرى نيز مىگويد كه عمروعاص پس از كشته شدن مالك اشتر بر اثر سم آغشته به عسل اين سخن را گفته است . « 1 » به غير از اين ها ، آن چه را كه سيف در اين مورد گفته است ، ساختهء او بوده خودش تنها گويندهء آنها است و ديگران چنين چيزهايى را نگفته اند . و همه بر خلاف گفتار و نقل تاريخ نويسان ديگر است .
بررسى سند
اين داستان را سيف از طريق محمد و مهلب دو راوى مخلوق خود روايت كرده است و آن دو را قبلًا شناسايى كرده ايم .
همچنين ، عروة بن وليد ، و ابو معبد العبسى كه از خويشاوندان خود شنيده اند راوى آن داستان معرفى كرده است . ما نامى از عروه و ابو معبد به جز در حديث سيف ، در هيچ كجاى ديگر نيافتيم ، تا چه رسد به خويشاوندان مجهول الهويه آنها كه در
هامش
( 1 ) . رجوع شود به تاريخ ابن كثير ، ج 8 ، ص 212 و تاريخ طبرى ، ج 1 ، ص 3242 .