مرتبهء خود دو بار ناشناخته باقى مىمانند .
نتيجهء سنجش و بررسى
به طورى كه ديديم ، سيف نام فرمانده پارسى را تغيير داده ، چگونگى بيرون كشيدن ايرانيان را از سنگرهايشان تحريف كرده ، سال فتح و پيروزى را نيز عوض كرده است . و شايد داستان گذر گاه عسل را از آن جهت ساخته تا عمل معاويه فرزند ابو سفيان مضرى ، و سخن او را دربارهء كشتن مالك اشتر با عسل آغشته به زهر لوث كرده باشد .
از طرفى آشكارا ديديم كه فتح همدان را به جاى جرير بجلى قحطانى يمانى در عهدهء قعقاع بن عمرو تميمى و سرشناسان مضرى اعلام داشته است .
دست آورد اين داستان
يكم - خلق منزلت و مقامى خاص و قابل احترام و ستايش براى پهلوان شكست ناپذير تميم قعقاع بن عمرو ، در بيرون كشيدن پارسيان از سنگرهايشان به حيلهء جنگى ! !
دوم - اعلام بيش از يكصد هزار كشته به آتش سوختهء دشمنان در جهنمى كه ايرانيان به دست خويش در پرتگاه ( واى خرد ) نهاوند ساخته بودند .
سوم - تأكيد به اين موضوع كه تسخير نهاوند ، يكصد هزار كشته ، و يكصد هزار نفر سوخته داشته ، كه بر روى هم دويست هزار تن قربانى از انسان ها گرفته است .
چهارم - خلق يك شخصيت بر جستهء ايرانى به نام فيرزان كه فرماندهى سپاه ايران را در نبرد نهاوند به عهده داشته است .
پنجم - آفرينش پرتگاهى به نام ( واى خرد ) تا نامش در كتاب هاى جغرافيا بيايد .
ششم - خلق تنگه اى به نام گذر گاه عسل ، تا راه را بر دشمن اسلام ببندد ، و افتخارى با كشتن او بر ساير افتخارات قعقاع افسانه اى بيفزايد .
هفتم - خلق افتخارى ديگر براى قهرمان افسانه ايش قعقاع تميمى در نسبت