از او گرفته و در كتاب هاى خود نوشته اند .
اما حموى داستان فتح نهاوند را به صورت پراكنده در شرح به واژه هاى نهاوند ، و واى خرد ، و ماهان آورده است . كما اين كه در مورد نهاوند مىنويسد :
مسلمانان فتح نهاوند را فتح الفتوح ناميدند ، و قعقاع بن عمرو به مناسبت چنين سروده است :
« خداى آن كس را كه بى سبب از خاندانى به بد گويى پردازد ، به بلايى دچار كند كه از ناريحتيش موى سرش سپيد شود . پس تو نيز زبان شماتت را از من كوتاه كن ، كه من در برابر دشمن از شرافت خود دفاع مىكنم . چه آن گاه كه ما به آب نهاوند وارد شديم ، از آن سير آب بيرون شديم در حالى كه دشمن تشنه كام از بيچارگى در جاى خود ايستاده بودند . »
و نيز گفته است « از نهاوند بپرس : حمله هاى ما چگونه بود آن گاه كه بلا و مصيبت از در و ديوارش مىباريديم ؟ »
« و ما ، در شوم ترين شب هايى كه بر عجم گذشت ، اسب هاى خود را در تمامى نقاط نهاوند نگه داشتيم و همه جا را پر كرده بوديم . ما ، نويد تلخ كامى و مرگ آنان بوديم . در حقيقتت روز نهاوند از روزهاى بسيار سختى بود كه بر آنان گذشت . ما ، دره هايى را كه از آتش سوزان زبانه مىكشيد از سواره و پيادهء آنان پر ساختيم ، و گذر گاه هاى صاف و باز كوه بر فيروزان كه بر كوه هاى صاف مىگريخت مجال گريختن نداد . »
و در واژهء ( واى خرد ) مىنويسد :
واى خرد نام پرتگاهى است نزديك نهاوند كه افراد سپاه ايران در آن سرنگون شده اند ، و چون يكى از آنها در آن مىافتاد فرياد مىكشيد ( واى خرد ! ) و به همين مناسبت آن مكان را واى خرد ناميده اند . اين مطلب را نويسنده كتاب فتوح ، سيف بن عمر تميمى نوشته . . . و قعقاع بن عمرو از آن چنين ياد كرده است :
« و چون در ( واى خرد ) سرنگون شدند ، صبح گاهان كركس ها و لاشخورها به ديدارشان آمدند . آنقدر از ايشان كشتيم ، تا آنجا كه پرتگاهى كه در آن آتش
خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى ) — صفحة 216
مساهمون: السيد مرتضى العسكري
ص٢١٦