فرماندهى داشت ، تمهيدى چيد و آماده كارزار شد ، خود با سپاهيانش به دژ حمله بردند ، پارسيان به مقابله پرداختند قعقاع قواى خود را عقب كشيد و با اين تدبير به جنگ و گريز پرداخت و همين طور عقب مىنشست . ايرانيان به اين اميد كه مسلمين را شكست داده اند جسارت يافته براى يكسره كردن كار آنها از قلعه و سنگرهاى خود بيرون آمده و هر چه بيشتر دور تر شدند تا آن جا كه تمام سپاهيان پارسى روى به ميدان نهادند ، و جز دژبانان كسى بر جاى نماند ، و مسلمانان كه آمادهء جنگ بودند ، چون فرمانده دستور جنگ حقيقى داد ، جنگى سخت و نمايان آغاز گرديد و از ايرانيان آنقدر كشته شد كه زمين از لاشهء كشته ها پوشيده شد و از خون آنها سخت لغزنده ، به حدى كه سوار و پياده بر آن سر مىخوردند ! و هنوز شب نشده بود كه مشركين روى به گريز نهادند و سراسيمه به هر جانب مىگريختند و راه را از چاه باز نمىشناختند به همين سبب به جاى روى آوردن به قلعه و پناه گاه خود ، به جانب پرتگاهى روى آوردند كه خود در پيش براى دشمن تهيه ديده در آن آتشى عظيم بر افروخته بودند . سربازان فرارى دشمن در آن پرتگاه مخوف پر از شعلهء آتش سرنگون مىشدند و هر يك به هنگام سقوط در آن به فارسى فرياد مىكشيد ( واى خرد ! ! ) به اين مناسبت آن سرزمين به ( واى خرد ) معروف گرديد ! و تا امروز نيز به همين نام ناميده مىشود ! ! تعداد افراد سپاه ايرانى كه در آن آتش سوزان جان خود را از كف دادند به يكصد هزار نفر و حتى بيشتر از آن مىرسيد . و اين تعداد به غير از آن عدهء بى شمارى بوده كه در پهنهء كارزار به خاك و خون در افتادند و كمتر كسى توانست از آن معركه جان سالم به در ببرد . از جمله فيروزان فرمانده سپاه ايران بوده كه با زرنگى خاص از آن معركه بيرون جست و به جانب همدان گريخت . قعقاع بن عمرو ، فيروزان را تعقيب كرد تا در تنگهء همدان ! به او رسيد .
آن گذرگاه در آن موقع پر از چارپايانى بود كه بار عسل بر پشت داشتند . كثرت آن چارپايان در آن گذر گاه تنگ راه گريز را بر فيرزان سد كرده بودند ، ناچار از اسب خود پياده شد و با شتاب از كوه بالا رفتن گرفت ، در همين موقع قعقاع كه
خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى ) — صفحة 214
مساهمون: السيد مرتضى العسكري
ص٢١٤