او از مقام خلافت و پيروى از دستور صريح خليفه نخستين ابو بكر در جنگ با مرتدين بوده است نه اين كه او را خود فضل و كرامتى است . در صورتى كه عمر خليفهء دوم به خصوص علاء را از حمله به ايران از طريق دريا منع كرده بود . . . . سيف اضافه كرده مىنويسد : وقتى كه علاء از طريق دريا به پارس حمله كرد و دو سپاه روياروى يك ديگر قرار گرفتند ، پارسيان بين او و كشتى هايشان حايل شدند و سپاه مسلمين شكست خورد ، اين شكست نتيجهء نا فرمانى علاء از فرمان خليفه بود . و اگر لطف خدا يارى نمىكرد همهء آنها در آن جنگ كشته شده بودند . لطف خدا به اين صورت تجلى كرد كه خبر اين حملهء بى اجازه به گوش خليفه مىرسد ، و در دل ايشان مىگذرد كه حتماً علاء به علت اين نا فرنانى شكست خواهد خورد ، پس بلافاصله در مقام عزلش و مىآيد ، و ديگرى را به فرماندهى سپاه انتخاب مىكند و افرادكمكى برايش اعزام مىدارد . به اين ترتيب خداوند سپاهيان اسلام را به بركت رأى و بينش خليفه از مهلكهء حتمى نجات مىدهد !
طبق اين داستان كه سيف ساخته ، آن چه را كه ابو هريره از كرامت در جنگ دارين به علاء حضرمى نسبت داده است از آثار اطاعت و فرمان بردارى مطلق او از مقام خلافت بوده و الا ديديم كه همين صحابى بزرگ وار وقتى در مقام تمرد و سرپيچى از مصدر خلافت بر مىآيد چگونه گرفتار بد بختى و درماندگى مىگردد . خدانود آن همه نعمت را به پاس فرمان بردارى از خليفه به علاء و سپاهش مرحمت فرموده ، و بر اثر نا فرمانى آن چنان شكست نصيبش ساخت .
اين داستان و داستان هاى نظير آن را سيف همگام را حفظ مصالج عاليه زمام داران در هر عصر ساخته و پرداخته است . و مىبينيم همين امر به تنهايى بزرگ ترين عامل انتشار افسانه هاى سيف بوده تا جايى كه روايت ها تاريخى صحيح ديگران به دست فراموشى سپرده مىشود .
خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى ) — صفحة 109
مساهمون: السيد مرتضى العسكري
ص١٠٩