مى گذارد در حالى كه كمى آب روى آن را گرفته باشد و سم چهار پايان به زحمت تر مىشد . به اين ترتيب به مرتدين ( از دين برگشتگان ) رسيدند و با آنها به جنگ برخاستند و بر آنها پيروز شدند . و سپس به محل اصلى خود مراجعت كردند و از دريا چون نخستين بار گذشتند ، و عفيف بن منذر تميمى كه يكى از پهلوانان افسانه اى سيف است در اين مورد به خصوص شعرى سروده كه سيف آن را نقل مىكند و سپس مىگويد : راهبى كه همراه مسلمانان بود با ديدن اين همه كرامات و خوارق عادات ، و شنيدن دعاى فرشتگان در هوا مسلمان مىشود ! سيف دعاى ملائكه ها را نيز آورده است . سپس مىگويد : علاء نتيجهء اين اردو كشى را به خليفهء اول ابو بكر طى نامه اى گزارش كرد . ابو بكر پس از دريافت نامهء علاء به منبر مىرود و داستان را براى مسلمانان نقل مىكند . سيف از قصهء ابو هريره كه در زمان او دهان به دهان مىگرديد خوشش مىآيد ، و آن را با اضافه كردن عناصرى چند تكميل مىكند و همهء آن را در حالى كه از هر طرف با سند و شاهد و دليل و برهان و دعا محكم شده است و جاى هيچ اما و اگر براى مردم آن زمان نداشته نقل و روايت مىكند . اما از آنجايى كه مايل نبوده است تا كرامتى را به فردى حضرمى كه اهل يمن و از قبيلهء سبأ مىباشد نسبت دهد ، آن كرامت را با آفسانه اى ديگر كه مىپردازد از او سلب مىكند . توجه كنيد او مىنويسد :
علاء حضرمى با سعد وقاص رقابت و هم چشمى مىكرد و تصادفاً پيشرفت هاى علاء در جنگ هاى رده بيش از سعد روده است ، تا اين كه سعد در نبرد قادسيه در زمان عمر بر ايرانى ها پيروز مىشود و غنايم جنگى خيلى بيشتر از آن چه علاء با خود آورده بود به درگاه خليفه مىفرستد . علاء در صدد بر مىآيد كه در جنگ با ايرانيان خودى بنماياند تا از سعد عقب نماند ، به اين منظور بدون اين كه از مقام خلافت دستورى بگيرد ، از طريق دريا به ايران مىتازد ؛ در حالى كه او نفهميده بود كه اگر خداوند او را در جنگ هاى رده بر سعد وقاص فضل و برترى داده بود به علت اطاعت و فرمانبردارى
خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى ) — صفحة 108
مساهمون: السيد مرتضى العسكري
ص١٠٨