تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المقدمات الخمس والعشرون في إثبات وجود الله ووحدانيته وتنزيهه من أن يكون جسما أو قوة في جسم من كتاب دلالة الحائرين لابن ميمون ( شرح بيست وپنج مقدمه در اثبات بارى تعالى از كتاب دلالة الحائرين ابن ميمون ) — صفحة 143

مساهمون:

ص١٤٣
اين مقدمه را مصنف در همان فصلى كه من يادآور شدم كه نظير برهان چهارم فلسفي از جمله براهين توحيد است بر آن وجهي كه تلخيص كرديم ، بكار برده است « 1 » . واكنون در مقام صحت اين مقدمه برهان آورده گوئيم : هر آنچه از عدم بوجود آيد بناچار عدمش پيش از وجودش مىباشد ووجودش بعد از عدمش مىباشد ، به يك نوع قبليّتى كه با بعديّت جمع نمىشود والبتة قبليّت وبعديت عين عدم نمىباشد زيرا درست است كه عدم قبل مانند عدم بعد است لكن قبل عبارت از بعد نيست « 2 » وبلكه قبل وبعد أموري هستند زائد بر عدم چيزى ووجود آن . ونيز قابل كمي وزيادى وبالآخرة تفاوت است وامرى است داراى كم از نوع كميت پيوسته واين همان زمان است « 3 » . پس بنابراين هر آنچه وجود مىيابد بعد از آنكه معدوم است ، محتاج بزمان است . ودر مقدمات گذشته بيان شد كه زمان از لواحق حركت است بنابراين هر حادثى محتاج بحركت است وبنابراين در آن امكان ثبات وفساد هست كه بر فرض فسادش ، عدم بعد از وجود خواهد داشت ، عين آنچه در حدوث آن گفتيم « 4 » . بنابراين در فسادش نيز محتاج بزمان وحركت است ، پس در وجود وثباتش نيز محتاج بزمان وحركت است . سپس گوئيم : نيازمندى اينگونه حوادث به حركت يا به حركت مطلق است هر طور كه پيش آيد يا بحركات معينى : فرض أول باطل است والّا لازم آيد كه وجودش با دوام حركت دوام يابد « 5 »
هامش
( 1 ) - در فصول قبل ايراد شده بود كه شارح تلخيص كرد وآن را برهان توحيد قرار داد . ( 2 ) - پس قبل وبعد عدم نمىباشد . ( 3 ) - اين برهان قبلا ايراد شده است ، در باب حركت وزمان . ( 4 ) - كه وجود بعد از عدم است . ( 5 ) - چون حركت مطلق بالآخرة وجود دارد در امرى از أمور عالم ودر أفلاك وسيار است .