« مقدمهء هيجدهم - در اينكه هر چيزى كه از قوه به فعل آيد ، سبب وعلتي خارجي دارد »
مقدمهء هيجدهم در اينكه هر آنچه از قوت بفعل آيد علت آن غير از خود آن مىباشد يعنى علت آن امرى است خارج از آن زيرا اگر علت اخراج از قوت بفعل در خود أو باشد ومانعى هم نباشد ، هيچگاهى در مرتبت قوت يافت نشود وبلكه دائما بالفعل باشد « 1 » .
واگر مانعى باشد ومرتفع شود « 2 » ، ترديدى نيست كه آنچه مانع را زايل مىكند همان امرى خواهد بود كه آن قوت را به فعليّت مىآورد ، پس فهم كن « 3 » .
شرح : اين مقدمه ، مقدمهاى است شريف وپرسود كه در زير آن اسرارى لطيف ومعاني دقيق است ، بنابراين دربارهء آن بسط كلام داده وگوئيم : چيزهايى كه از قوت به فعل آيند داراى سه مرحلهاند .
1 - مرحلهء أول اينكه چيزى معدوم باشد وسپس موجود شود مانند حرارت كه نخست در آب وجود ندارد ولكن چون قابل وجود است قهرا بواسطهء تأثير وايجاد فاعل موجود مىشود ودرين صورت گفته مىشود از قوت بفعل آمد .
2 - مرحلهء دوم اينكه چيزى في ذاته بالفعل موجود باشد وأو را صفت يا عرض
هامش
( 1 ) - چون بنابر فرض مقتضى داخلي دائما موجود است ومانع مفقود .
( 2 ) - كه هنگامى كه مانع مرتفع مىشود از قوت بفعل آيد ومجددا . . .
( 3 ) - يعنى أصل مطلب وايرادات را خود فهم كن .