تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المقدمات الخمس والعشرون في إثبات وجود الله ووحدانيته وتنزيهه من أن يكون جسما أو قوة في جسم من كتاب دلالة الحائرين لابن ميمون ( شرح بيست وپنج مقدمه در اثبات بارى تعالى از كتاب دلالة الحائرين ابن ميمون ) — صفحة 110

مساهمون:

ص١١٠
وامّا دربارهء قسم دوم از أصل سخن مصنف كه جسم از آن جهت كه جسم خاص است متحرك باشد ، گوئيم در اين صورت محرك ، آن خصوصيت خواهد بود نه جسم از آن جهت كه جسم است ، پس روشن شد كه محرك هر جسم متحركى چيزى است غير از جسم بودن آن والبتة اين أصل به حيوان نقض نمىشود زيرا فاعل حركت أو نفس است « 1 » نه جسم بودن أو وآن يعنى نفس ، صورتي است وراء جسم ، حال يا مجرد باشد مانند نفس انسان ويا مقارن با مادة باشد مانند نفس حيوان . ولكن چون نفس از أموري است كه ذاتش نهان است ونامحسوس چنان گمان شود كه صاحب آن بدون محرك ديگر به جسم خود متحرك است . وامّا بحث دوم كه در تقسيم محرك وتفسير متحرك بخود واز پيش خود است . پس گوئيم : محرك يا خارج از جسم متحرك است كه عبارت از تحريك قسرى است مثل اينكه انساني سنگى را حركت دهد ، يا داخل در جسم متحرك ومتعلق باوست . وآن محرك داخلي يا محرك باراده است ويا به تسخير وبدون اراده . بر هر يك از دو فرض يا تحريكات متحد وبر يك نسق است ويا مختلف وبدين - ترتيب چهار قسم بوجود مىآيد وما در مقدمات گذشته بحد كافى درين باب سخن گفتيم واز تكرار آن خوددارى مىكنيم . وامّا تفسير متحرك از پيش خود ، حكما در بكار بردن اين لفظ اختلاف دارند « 2 » . پارهء متحرك بخود را بدينسان تعريف كرده‌اند كه عبارت از امرى است كه بتواند بالطبع حركتي داشته باشد بجز حركتي كه بالفعل متحرك بآن است ودر عين حال آن حركت ناشى از سبب خارجي نباشد « 3 » .
هامش
( 1 ) - نه ذات خودش . ( 2 ) - يعنى در بكار بردن متحرك من تلقاء نفسه . متحرك بخود . ( 3 ) - يعنى غير از حركت بالفعل‌اش كه قهرا بسويى خواهد بود ، بتواند بسوئى ديگر هم حركت كند كه در حقيقت مساوى با حركت ارادى باشد يا نزديك بآن .
المقدمات الخمس والعشرون في إثبات وجود الله ووحدانيته وتنزيهه من أن يكون جسما أو قوة في جسم من كتاب دلالة الحائرين لابن ميمون ( شرح بيست وپنج مقدمه در اثبات بارى تعالى از كتاب دلالة الحائرين ابن ميمون ) — صفحة 110 | أبي عبد الله محمد التبريزي / سجادي