تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المقدمات الخمس والعشرون في إثبات وجود الله ووحدانيته وتنزيهه من أن يكون جسما أو قوة في جسم من كتاب دلالة الحائرين لابن ميمون ( شرح بيست وپنج مقدمه در اثبات بارى تعالى از كتاب دلالة الحائرين ابن ميمون ) — صفحة 103

مساهمون:

ص١٠٣

« مقدّمهء شانزدهم - در اينكه تعدد قوى به تعدد موضوعات است وتعدد عقول از جهت تعدد عليّت ومعلوليّت است »

مقدمه شانزدهم اينكه : هر آنچه جسم نيست ، تعددى در آن متعقل نيست ، مگر باينكه قوهء باشد در جسم پس تعدد اشخاص اين قوى به تعدد مواد ويا موضوعات آنها مىباشد وهمين طور است وضع أمور مفارقهء « 1 » كه نه جسم‌اند ونه قوه‌اى در جسم كه أصولا تعقّل تعدد آنها ممكن نيست مگر از اين جهت كه علل ومعلولاتند . شرح : مقصود أزين مقدمه بيان اين امر است كه تعدد هر ماهيت نوعي بواسطهء تعدد اشخاصى است كه تحت آن نوع است زيرا سبب اين تعدد ، تعدد مواد وقوابل است . باين بيان كه يا ماهيت اشخاص با تشخصات عينا همان ماهيت أنواع است يا غير آن ، بر فرض أول لازم مىآيد كه هركجا آن ماهيت نوعي يافت شود آن شخص بعينه يافت شود « 2 » ودر نتيجة اشخاص آن متعدد نباشد وبلكه نوع منحصر در فرد باشد وآن خلاف فرض است « 3 » . وبر فرض شق دوم كه قهرا شخص از عوارض ماهيت است « 4 » ، پس ناچار بايد
هامش
( 1 ) - در متن أصل أو موضوعاتها آمده است كه درست آنست . ( 2 ) - ومثلا هركجا انسان باشد ، زيد باشد وهركجا زيد باشد انسان باشد نه غير زيد . پس لازم آيد كه افراد ديگر مثلا احمد وتقى وحسين انسان نباشند . ( 3 ) - فرض اين است كه اشخاص آن متعدد باشد . ( 4 ) - اگر عين آن نباشد پس از عوارض آن است .
المقدمات الخمس والعشرون في إثبات وجود الله ووحدانيته وتنزيهه من أن يكون جسما أو قوة في جسم من كتاب دلالة الحائرين لابن ميمون ( شرح بيست وپنج مقدمه در اثبات بارى تعالى از كتاب دلالة الحائرين ابن ميمون ) — صفحة 103 | أبي عبد الله محمد التبريزي / سجادي