عمل جلوگيرى مىكرد ومن ناچار به پنهانى از أو خود را به مداخل وجداول آن دانش مشغول مىداشتم تا آنكه عمر من از بيست در گذشت وروزى به كتاب أو كه موسوم به « التفهيم » است بر خوردم وپس از درنگ در معاني آن به برترى آن پى بردم ولى از جهت آنكه من ممارست در عربى وكتب أدبي نداشتم ألفاظ وعبارات آن كتاب بر من دشوار مىآمد ومرا ياراى گشودن همهء دشواريهاى آن نبود وجانم آرام نمىگرفت زيرا كه بآن دسترسى نمىيافت ، از اين روى همچون دشمنى بر مصنف اين كتاب بر انگيخته شدم واز سخنان أو اعراض كردم وبغضي سخت وگمانى نادرست به سبب دشوارى در فهم وسختى در رسيدن به معاني آن بر من چيره گشت وگمان بردم كه مصنف آن بعمد مردى متصنّع ومتكلّف در سخن است تا آنكه مردم دربارهء أو سر گشته گردند وبه جهت نفهميدن شأن أو را به فضيلت وبراعت منسوب گردانند . وواقعا اين خصلتى زشت از من بود ومدتي در اين گمراهى ونابينائى بسر بردم وهرگاه كه نام أو به گوش من مىرسيد نفس از أو مىرميد همچون خرى كه از شير مىرمد وبا وجود اين از آن جدا نمىگشتم بلكه همت بر تحصيل آن مىگماشتم هر چند كه پس از زماني حصول دست مىداد تا آنكه پارهاى از كتاب « پاتنجل » كه بوسيلة أستاذ رئيس گزارش شده بود بدستم رسيد وآن را از كتاب « التفهيم » دشوارتر يافتم ونفهميدم كه در آن چيست سپس طلب من افزون گشت در جستجو از حال اين مرد كه آيا مزوّر ومتكلّف است يا محق ومصيب ولى من خود در اين داورى كوتاه دست وگمانمند بودم ناچار آن قسمت از كتاب پاتنجل « 1 » را بر سيّد ومولاي خود بلكه آن كس كه مرا از خوى حيواني وبهيمى رهانده واز بركات روان پاك خود بآنچه كه اكنون بآن رسيدهام رسانده است يعنى حكيم الهى وشيخ رباني جامع علوم پيشينيان وپسينيان أفسر حق
هامش
( 1 ) - أبو ريحان در رسالهء خود از اين كتاب به عنوان « ترجمة كتاب پاتنجل في الخلاص من الارتباك » ياد كرده است . رساله ص 36 چاپ دانشگاه تهران . اين كتاب از روى نسخهء منحصر بفردى كه در استانبول موجود بود بوسيلهء خاورشناس آلمانى هلموت ريتر در مجلهء اورينسOriensص 200 - 165 در سال 1956 چاپ شده وسليمان پينس مقالهاى در مجلهء مدرسهء السنهء شرقيه لندنB . S . O . A . S .325 - 302 در سال 1966 نوشته ودر آن فصل أول اين كتاب را با أصل سانسكريت آن مقايسه كرده است .