تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المقدمات الخمس والعشرون في إثبات وجود الله ووحدانيته وتنزيهه من أن يكون جسما أو قوة في جسم من كتاب دلالة الحائرين لابن ميمون ( شرح بيست وپنج مقدمه در اثبات بارى تعالى از كتاب دلالة الحائرين ابن ميمون ) — صفحة 42

مساهمون:

ص٤٢
در آن « 1 » يا زوال از آن مستمر خواهد بود باستمرار زمان . حكما در اين مقام گفته‌اند هر دگرگونى كه بطور دفعي باشد حركت نمىناميم وبلكه حركت عبارت از تغيّر زماني است نه آنى « 2 » وآن يعنى تغيير زماني عبارت از خروج شيء است از قوه بفعل بطور تدريجي . چون اين معنى را بدانستى بدان كه مصنف در اين مقدمه گفته است كه تغيير در جهان وجود در چهار مقولة از مقولات ده‌گانه كه حكماء در علم كلى فلسفهء أولى بيان كرده‌اند واقع مىشود . اين چهار مقولة عبارتند از : جوهر ، كم ، كيف وأين . تغيير در جوهر مثل اينكه آب تبديل بهوا شود وهوا تبديل به آتش گردد وآتش تبديل بزمين شود وبالعكس . اين تغيير را نسبت بآنچه حادث مىشود كون گويند ونسبت بآنچه زايل مىشود ، فساد نامند . البتة اين وضع در بسائط است « 3 » ، اما در مركبات مثل اينكه گندم خون شود « 4 » وخون ، گوشت واستخوان وعصب گردد ومثلا مس در هنگام احتراق كلس مىشود وچوب خاكستر مىگردد . اين نوع تغييرات نيز دفعي است وبنابراين حركت در مقولة جوهر نمىباشد زيرا حركت محتاج است باينكه حالت اشتداد ونقص يابد وجوهر قابل شدت ونقص نمىباشد « 5 » .
هامش
( 1 ) - در متحرك . ( 2 ) - تغيير در زمان مستمر ودائم است نه آنى وآن را كون وفساد نامند . ( 3 ) - در عناصر أربعة است كه بسائطاند . ( 4 ) - گندم پس از خوردن تبديل به خون مىشود در كالبد انسان . ( 5 ) - شدت وضعف در جوهر نيست وبلكه در اعراض است . أصولا ما به الاختلاف فلاسفه قديم وملا صدرا شيرازي همين است .