تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دلائل الصدق لنهج الحق ( فارسي ) — صفحة 357

مساهمون:

ص٣٥٧
خلاصهء مطلب اينكه ، جايى براى استثناى در خانهء ابو بكر وجود ندارد و او نه از جمله كسانى است كه خداوند آنان را از پليدى پاك گردانده است تا ورودش در حال جنابت به مسجد ، جايز باشد و نه نسبت به پيامبر ( ص ) به منزلهء هارون است نسبت به موسى تا الحاق وى به آن حضرت ، درست باشد . بنابراين روايت دال بر استثناى وى باطل است خصوصا به وجود ضعف سند و معارضهء آن با اخبارى كه تصريح دارد كه در خانه وى و كسانى بسته شده كه از وى محترمتر و بزرگوارتر بودند ، مانند حمزه ، شير خدا و شير رسول خدا و عباس عموى پيامبر ( ص ) حتى عباس از پيامبر ( ص ) خواست تا اجازه دهد به اندازه اى كه خودش بتواند وارد و خارج شود ، باز بماند ، امّا رسول خدا ( ص ) او را منع كرد و حتى از باقى گذاشتن روزنه هم جلوگيرى فرمود . بدين ترتيب ، فضيلت على امير المؤمنين ( ع ) بر تمامى صحابه روشن مىشود و لذا از همهء آنان براى امامت شايسته تر است . بدانيد كه كلام سيوطى در اللئالى المصنوعه متضمن پاسخ ادعاى ابن جوزى است كه مىگويد : احاديث دالّ بر استثناى در خانهء على ( ع ) ساختگى است . و در اثناى آن ، ردّ ابن حجر بر ابن جوزى را بيان كرده است . در اينجا خلاصه كلام سيوطى را مىآورديم . وى در آنجا به نقل از ابن جوزى در كتاب الموضوعات ، هشت حديث را آورده كه : دو حديث آن از مسند احمد است ، يكى از اين دو حديث از سعد بن ابى وقاص و ديگرى از ابن عمر است ؛ دو حديث از نسائى است كه يكى از آن دو ، از سعد و ديگرى از زيد بن ارقم مىباشد ؛ دو حديث از ابو نعيم است كه هر دو از ابن عباس روايت شده است ؛ يك حديث از خطيب از جابرين عبد اللَّه و يك حديث هم از ابن مردويه از ابو سعيد . ابن جوزى پنداشته كه تمامى اين احاديث باطل و ساختگى است . و مىگفته : « اين احاديث را رافضيان ساخته‌اند و با آن با حديث ابو بكر كه در صحيح آمده ، مقابله كرده‌اند . » سپس سيوطى از ابن حجر در القول المسدد فى الذب عن مسند احمد نقل كرده كه گفت : « گفتار ابن جوزى دربارهء اين حديث كه باطل و ساختگى است ، ادعايى است كه براى آن دليلى نياورده مگر مخالفت آن با حديثى كه در صحيح مسلم و بخارى آمده است و اين كار او به معناى رد كردن احاديث صحيح به مجرد وجود يك توهّم و خيال مىباشد . » سپس مىگويد : « اين حديث ، مشهور است و طرق متعددى دارد كه هر طريق آن به تنهايى هم از رتبهء حسن كمتر نيست و مجموعهء آنها به گونه اى است كه - بر اساس شيوهء بسيارى از اهل حديث - و در مجموع با هم ، چنان است كه بر شيوهء بسيارى مىتوان به صحت آن